امامت از دیدگاه اهل سنت ۱۳۸۹/۰۳/۰۶

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: نبوت و امامت

امامت از دیدگاه اهل سنّت

اهل سنت تعیین امام را از فروع دین دانسته و آن را بر امّت واجب می‌دانند نه بر خدا و رسول. قبل از شروع در استدلال، لابدّ است از ذکر اقوال و بیان مبانی آن‌ها و طرف اشتباه ایشان اجمالاً، که اختلاف کرده‌اند در بیان معنی امامت و تعریف آن.

قول جمهور اعظم ایشان این‌است‌که امامت، ریاست عامّه‌ای است در امر دین و دنیا، و خلافت است از جهت نبی برای اقامة دین و حفظ حوزة ملّت، و واجب است اتباع ایشان بر کافة امّت.

از کلام بعضی چنین مستفاد می‌شود که امامت، حکومت دنیویّه است و از این جهت، تجویز کرده‌اند حکومت و امامت مفضول را به رضای فاضل.

اکثر ایشان شرط کرده‌اند در امامت، قرشی بودن و عدم ظهور فسق را. ما محتاج به ذکر تفصیل این مراتب نیستیم، زیرا که مبنای همة این اقوال بر صحت نصب امام است بدون تعیین حق‌تعالی.

بعضی از ایشان قایلند به عدم وجوب امامت، وقت ظهور عدل و انصاف، و قایلند به وجوب آن بر امّت، وقت ظهور ظلم، و بعضی به عکس این قایلند.

بعضی از مخالفین معتقدند بر صحّت انعقاد آن بر امت مطلقا، و بعضی قایلند به وجوب آن سمعاً و بعضی قایلند به وجوب آن عقلاً، و بعضی قایلند به وجوب آن بر امت سمعاً و عقلاً.

طایفه‌ای از ایشان معتقدند بر صحّت انعقاد آن به نصّ از خدا و رسول و تعیین او از امام سابق و به اختیار امت، یعنی هر یکی از این سه چیز به تنهایی در نصب امام کافی است.

قومی از ایشان قایلند بر این‌که منعقد نمی‌شود امامت، مگر با بیعت همة اهل حلّ و عقد تارضای عامّه بر آن بوده و قیام امامت اجماعی باشد،وحال آن که‌این قول مدفوع استبا بیعت ابوبکر که آن با بیعت حاضرین شد و منتظر آمدن غایبین نشدند، و نیز دلیل است بر عدم تحقق روز ثقیفه از بیعت همة اهل حلّ و عقد. در صراحت این کلام، شک نسیت که اصل بیعت ثقیفه معدودی شده بدون مشاورت سایر امت، کجا رسد به اجماع!

طایفه‌ای از ایشان معتقدند بر صحّت انعقاد آن بر سه نفر تا این‌که یکی از ایشان عقد کند به رضای دو نفر دیگر، یا این‌که یکی از ایشان حاکم شود و دو نفر دیگر شاهد، چنان‌که عقد نکاح صحیح می‌شود با حضور یک ولی و دو شاهد. مسلّم است‌که کلام ایشان عین انقیاس است و بطلان آن نزد امامیّه واضح است: اولاً در عقد نکاح وجود شاهدین واجب نیست، ثانیاً آن از احکام فرعیّه است و این از اعظم مسائل اصولیّه.

طایفه‌ای از ایشان معتقدند بر صحّت انعقاد امامت به نصّ از امام سابق یا با بیعت از اهل حلّ و عقد یا با قهر و استیلا بدون بیعت و استخلاف، یعنی اگر کسی مقهور کرد مردم را با شوکت خود، منعقد می‌شود خلافت او و بعد از آن اگر دیگری او را مقهور ساخت، قاهر امام می‌شود! و نیز گفته‌اند امام به فسق و اغماء منعزل نمی‌شود، بلکه منعزل می‌شود با جنون و کوری و کری و لالی یا به مرضی مبتلا شود که علوم را فراموش کند! در حقیقت آن قدر سخافت در کلام ایشان هست که یکی قابل اصلاح نیست.

اکثر ایشان تصریح کرده‌اند بر این‌که مسأله امامت آشبه است به مسأله فروع، و گفته‌اند مسأله امامت از فروض کفایات است، پس این مسأله از احکام عملیّه بوده و داخل در مسائل اعتقادیّه نمی‌باشد و مبنای این هم بر صحّت اختیار است.

بعد از بطلان اختیار، بطلان همة آن‌ها واضح است‌که تجویز کرده‌اند خلافت را بر فسقه و فجره و ظلام، چنان خلافتی که قائم مقام نبوّت و تولیة امور دین و موروث حضرات انبیاء و رسل است. کدام یک از انبیاء و رسل راضی است‌که فاسق و فاجر در مسند او بنشیند؟! مسلّم است‌که عقیدة ایشان در بازار عقل ارزشی ندارد.

مطالب مرتبط :

  1. مفهوم امامت
  2. ضرورت امامت
  3. آیات قرآنی بر امامت حضرت علی (ع)
  4. تجلی کمال دربروج امامت
  5. تجلی کمال دربروج امامت ۳
  6. تجلی کمال دربروج امامت ۲
  7. تجلی کمال دربروج امامت ۴
  8. صدور معجزه از امام علی(ع)
  9. عصمت امام علی (ع)
  10. سایر اوصاف امام
  11. صالحان ، وارثان زمین
  12. قاعده لطف

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه