عهد الهی، حرکت به سوی اولیاء ۱۳۸۸/۱۱/۱۴

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد چهارم

درود بر راهروان طریق حق، راهروانی که با نور «یا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالْاَحْوالِ» در محفل الهی حضور بهم رسانند. حضرت رسول اکرم(ص) آن شمع انور و شمس اظهر فرمود: در عهد اول، خالق لَمْ یَزَل چنین فرموده و قلم بر لوح چنین رفته که چهار چیز، به چهار چیز مقابل و معارض است، این است و جز این نیست. یاران رسول خدا، مجاوران درگاه نبوت گفتند: ای رسول خدا، این سخن را چه معنی است و آن چهار چیز چیست؟ فرمود:
اول- از آدمیان هیچ گروهی نیست که با خالق یا خلق، ایشان را عهد و پیمانی بوَد و آن عهد و پیمان را بشکنند و به مقام توبه درنیایند، و دشمن بر آنان غالب نشود و آفات و بلیات از هر جانب آنان را احاطه نکند، تا به جزاء آن نقض عهد و پیمان خویش رسند.
دوم- هیچ گروهی نیست که با یکدیگر بر خلاف آیات مُنزَل و دستورات مقدس شرع حکم کنند، و دچار فقر و فاقه نگردند. همان فقری که حضرت رسول اکرم(ص) از آن به خداپناه می‌برد «اَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفَقْرِ وَ الْکُفْرِ». البته گمان نرود که فقر، همه در ناکامی دنیاست؛ صعب‌ترین فقرها، فقر دل است که تعظیم شرع از دل ببرد و به جای علم و حکمت و اخلاص، آز و حرص و شهوت نهد. چون قوم صالح، ایشان روی از صلاح بگردانند و چون فرعون غرق دریای طغیان گردند و چون قارون قرین هلاک شوند.
سوم- از آدمیان هیچ گروهی نیست که انواع فواحش در میان ایشان ظاهر شود و ترک امر به معروف و نهی از منکر کنند، مگر این که به بیماری طاعون و سایر بیماری‌های شدید دچار نشوند و مرگ ناگهانی روی بدیشان ننهد.
چهارم- هیچ گروهی نیست که در معاملات از پیمانه بکاهند، و خدای تبارک و تعالی برکت را از ایشان نَبَرد و قحطی و نیاز بر ایشان نگمارد. این است در دنیا عذاب ایشان، و خدای تبارک و تعالی ایشان را در آخرت وعید فرموده است «اَلا یَظُنُّ اُولئِکَ اَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظیمٍ».
عهد و پیمان الهی جز حرکت به سوی واصلان و عارفان حقیقت و علمای ربانی نیست. عهد و پیمان الهی، چیزی جز ایمان و پرهیزکاری و تبعیت از کشش الهی نیست. کشش الهی همان فطرت است که انسان را به حرکت به سوی خدا سوق می‌دهد، لکن عوارض دنیوی حجاب فطرت اکثر مردم است. امّا آنان که به توفیق الهی و عنایت خاص حضرت مولی(ع) و تعالیم عالیه بزرگان، عهد و پیمان الهی را به ثمن قلیل نفروختند، عوارض دنیوی حجاب فطرت ایشان نشد.
ظاهراً افراد بسیاری حرکت می‌کنند، امّا باطناً فواصل و مراتب آنها بسیار است. کسی که تنها سود دنیوی را منظور می‌کند، از آثار و نتایج اجتماعی و اخروی آن غافل است. او که عهد الهی را به ثمن قلیل می‌فروشد، غافل است که چه زیان‌های بزرگی متوجه اوست، و نه هر شب و روز که هر آنی مرض روحی او شدت می‌یابد. زمانی که پاداش اعمال و آثار وجودی و باقی او ارزیابی گردد، آنگاه می‌بیند که با چه خسارات عظیمی مواجه است، خساراتی که مسبب آن خود اوست. آری چه خسارتی بالاتر از این که انسان به دست خود به خویشتن وارد نماید.
یکی از نصیحت طلبان به جناب ابوذر نامه‌ای نوشت، بدین مضمون که مرا نصیحت فرما. آن بزرگوار در جواب نوشت: به عزیزترین دوستانت ستم مکن. آن شخص باردیگر نامه‌ای فرستاد که این یک امر مسلّم و روشنی است که انسان به دوست عزیزش ستم نمی‌‌کند، من از تو درخواست کردم که مرا نصیحتی فرما.
جناب ابوذر نامه‌ای دیگر مرقوم فرمود بدین مضمون که در بین افراد مردم، هیچ کس نزدیک‌تر و عزیزتر به انسان غیر از خود او نیست. هر گناهی را که انسان مرتکب می‌شود، در حقیقت خود را زیر فشار سختی قرار می‌دهد.
تحصیل علم بدون تفکر و تعقل سودی ندهد؛ حتی تلاوت قرآن بدون تفکر وتعقل برای انسان سود چندانی نخواهد داد. حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام به عده‌ای از یاران خود فرمود: اکنون سخنانی مطرح است که شایسته نیست شما به آن سخنان گوش ندهید. آری به وسیله این سخنان مرده‌ها زنده می‌شوند: بکوشید تا اوعیه علم و دانش شوید. آنچه را که سودمند نیست به دل راه ندهید. نه تنها اوعیه علم و دانش شوید، بلکه چراغ‌ها و مصباح‌ها گردید. عالم بشوید که راه را ببینید، مصباح شوید تا راه را به دیگران نشان دهید. عالم مؤمن، هم خود مراحل طریق حق را طی می‌کند و هم دیگران را به همراه خود می‌برد. غیر عالم راه را نمی‌بیند، عالم غیر مؤمن راه را می‌بیند ولی راهزن است.
علمای ربانی، انوار الهی هستند، چون در بین مردم حرکت کنند نورافشانی می‌کنند «وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی بِهِ فِی النّاسِ». وجود ایشان در میان مردم خیر و برکت است. نظر ایشان، نظر توحیدی است. ایشانند که از حوادث روزگار عبرت می‌گیرند. عبرت گرفتن، یعنی از صفات زشت به صفات نیک عبور کردن. کسانی که از حوادث روزگار عبرت نمی‌گیرند، کسانی که صاحب تعقل و تفکر نیستند، آنان همیشه در وادی ضلالت سرگردانند.
حضرت علی علیه‌السلام دربارة ایشان فرمود: کسی که در تاریکی فرو رفته، او هرگز با روشنی برق جهنده به مقصد نمی‌رسد. مسافری که راه گم کرده و در شب تاریک سرگردان است، هنگام رعد و برق که لحظه‌ای به اندازه یک قدم جلو پای او روشن شده و فوراً خاموش می‌گردد، به مقصد نمی‌رسد.
خوشا به حال طالبانی که گوهر ذات وجود خود را به ثمن قلیل نمی‌فروشند و سیر در طریق معنویات می‌نمایند. آنان که به فرمان الهی «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللهِ ثَـمَناً قَلیلاً» عهد و پیمان خدا را به ثمن ناچیز نفروختند، به خوبی دانستند «اِنَّما عِنْدَاللهِ هُوَ خَیْـرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»: آنچه نزد خداست، همان بهتر است برای شما اگر دریابید.
ای سالکین طریق حق، خویشتن را از رنگ تعلقات آزاد نمایید، و مرغ دل خود را در فضای لایتناهی عالم لاهوت به پرواز در آورید. اگر سنگی را یکبار به سوی نشیب آن حرکت دهیم، دیگر لازم نیست دوباره آن را به حرکت درآوریم، موافق طبع خود حرکت کرده در جایی سقوط می‌کند. اگر بخواهیم آن سنگ را به مکان اولیه‌اش انتقال دهیم، با رنج و تلاش بسیار مواجه خواهیم بود، زیرا چنین حرکت موافق طبع سنگ نیست. امّا روح انسان، حرکتی که موافق طبع اوست، حرکت صعودی است و این حرکتی است فوق مثال سنگ که در آن نیازی به زمان و مکان ندارد. اگر روح انسان از تعلقات مادی رهایی یابد، به سیر صعودی و تکاملی خود ادامه داده به وصال می‌رسد.
ای راهروان طریق حق! خنّاس تشتّت خاطر، خویشتن را برای وسواس در قلوب شما آماده کرده، آگاه باشید که دل‌های خود را برای پذیرش وسواس نافذ او مستعد نسازید. با تعهد الهی خویشتن را برای دفاع در برابر وساوس وی آماده گردانید و به یاد آرید آن تعهدات الهی را.
با استمداد از حق، تعهد الهی را به مقام تحقق درآورید و از پرتو آن نورالهی، به ریاض قلوب رونق و طراوت دیگر بخشید، و مزارع علم و معرفت را به آب زلال آن تعهد، آبیاری نموده و از تابش انوار لطایف محبوبین درگاهش بارور سازید.
باطن خویشتن را به واسطة کمال مراقبه در تثبیت تعّهد، مزّین و متجلّی گردانید. با تحقق تعهد الهی، دل خویشتن را چون درّ مکنون در صدف سینة مخزون، محل اسرار و بدایع حکمت کنید. اگر به توفیق حق چنین شود، به سمع دل از لسان محبوبین الهی می‌شنوید که ای مردان خدا این برات سعادت شما را مبارک باد.
ای رهروان الهی، با تعهد الهی، خود و دیگران را از امراض روحانی و هواجس نفسانی برهانید، و با بال و پر خدایی در فضای عالم قدس به پرواز آیید؛ و بدانید که سرمستی از شراب طهور توحید از آنِ متعهدین است.

مطالب مرتبط :

  1. زیباترین و عالی‌ترین حرکت
  2. صالحان ، وارثان زمین
  3. شریک و احتیاج
  4. فصل دوم- صفات الهی: صفات ثبوتیه
  5. فصل چهارم: اسماء الهی – معنای اسم
  6. حرکت
  7. نهایت حرکت
  8. هماهنگی ظاهر و باطن
  9. حرکت جوهری ماده
  10. فناء ، نهایت حرکت
  11. فراگیری علم طب روحی
  12. گفتار دوم

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه