استقلال حقیقی در شکوفایی معنوی ۱۳۸۸/۰۹/۰۴

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد چهارم

بعضی کلمات همانند استقلال گرچه ورد زبان عام و خاص شده، امّا در معنی و حقیقت، چنان که باید در آن اندیشه نشده است. شخصی می‌تواند مستقل بوده، استقلال خود را حفظ نماید که نسبت به احکام و اوامر و کیفیت سیر و سلوک، تقریباً غنی باشد و به عبارت دیگر، از لحاظ شکوفایی نیروهای باطنی غنی باشد تا مستقل گردد.
امّا بدون سیر در تعالیم عالیه و بدون سیر در حکمت و باطن امور، چگونه می‌توان مستقل بود، و چنین استقلال چه نتایج الهی خواهد داد؟! البته استقلال واقعی انسان هم در مرتبه‌ای از مراتب خواهد بود نه به طور کامل. اگر کسی بخواهد با این همه نقص، کاملاً مستقل باشد، قطعاً به خود ظلم کرده است زیرا امر قرآن و اسلام همواره بر این است که «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا».
سالک طریق حق و مربی الهی باید نقد خود را بر محک استاد زند؛ آنچه را به استقلال به دست آورده، به محک کلام استاد زند تا در صورت لزوم در اصلاح آن بکوشد. سالک باید در خود مطالعه نماید که تا چه حد در کلام بزرگان سیر کرده و بدان عالم و عامل شده است.
ظاهراً بسیاری از مردم دارای استقلال هستند، ولی اگر یافته‌های خود را به محک کلام استاد زنند، بسا که اندکی مقبول و بسیاری مردود باشد. نگهداری امور مردود را نشاید که استقلال شمرد و بر آن اصرار ورزیده و در حفظ آن کوشید. اول باید اصالت هر فکر را با محک کلام استاد الهی سنجید و بعد از تابش انوار حقایق بر دل، آنها را حفظ نمود.
اگر نور عشق الهی بر دل بتابد، آنگاه در مرحله‌ای از مراحل، عشق راهنمای انسان می‌گردد. در این مقام است که پاسخ عقل الهی، همان پاسخ عشق و پاسخ قلب سلیم است، و در مقام نیاز می‌توان به آن قلب سلیم مراجعه کرد و از آن پاسخ الهی گرفت.
مربی الهی باید بداند که در طی این طریق، حفاظت حواس ظاهری از آفات ظاهری و حراست آنها از امور ممنوعه و فعلیتشان نسبت به امور مشروعه، موجب تحریک قوه متعلّقه باطنی است؛ که در صورت تداوم تقویت یافته موجب شکوفایی نیروهای جزئیه عقل باطنی یا عقل الهی می‌گردد. اگر در ابتدا عقل ظاهری نتایج را ارائه می‌داد، اینک ارائه دهنده نتایج علویه، عقل باطنی است.
چنان که حفاظت و مراقبت حواس ظاهری از آفات، سبب ترفیع مراتب مقام عقل باطنی است، حفاظت و مراقبت عقل الهی از آفات به وسیله کمال انقیاد از فرمان حق، نیز موجب رشد شجره طیبه عقلیه و انقطاع آن از ماسوای حق است. این انقطاع می‌تواند به مرتبه‌ای رسد که سالک در حد کمال مجذوب محض جاذبه الوهیت شده، از علوم غیبی و لدنی برخوردار گردد. در این مقام است که حجاب‌ها از افق دل نابود شده و خورشید حقیقت بدون عوایق و موانع بر دل سالک تابان گردد.

مطالب مرتبط :

  1. هماهنگی ظاهر و باطن
  2. صالحان ، وارثان زمین
  3. اراده واحد
  4. استاد عام و استاد خاص
  5. وظایف متعلم نسبت به معلم
  6. گفتار یازدهم
  7. جبر و اختیار

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه