شرایط سائل و مسؤول ۱۳۸۸/۰۸/۲۸

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد چهارم

در مقام تعلیم و تربیت هرچه سائل و مسؤول از اتحاد قلبی بیشتری برخوردار باشند، به همان میزان بهتر و سریع‌تر به کیفیت قلبی یکدیگر پی برده و پاسخ منطبق بر نیاز و احتیاج می‌شود.
اتحاد قلبی، توافق خواسته‌ها و آمال قلبی است. از جمله عوامل اتحاد قلبی، حج و محبت و حسن خلق است. علت عدم اتحاد قلبی، اسارت در صفات غیر الهی است مانند خودخواهی، خودبینی، منیّت، حب دنیا و مقام و اشتهار.
مسلماً سؤال، نمایاننده کیفیات قلبی سائل است، ولی مراتب این روشنی به نسبت کیفیت قلب هر کس بوده و برای همگان یکسان نیست. هر کسی نمی‌تواند به مراتب کیفیت قلبی سائل پی ببرد، چه این امر مستلزم امتیازات دیگری است.
سائل باید واجد شرایط باشد، امّا بسا که سائل واجد شرایط نمی‌باشد، غرض او این نیست که جوابی بشنود که موجب افزایش مراتب علمی و کیفیات الهی او شود. در این صورت، چنین سؤال و جوابی ایجاد اتحاد نمی‌کند. پس وقتی سؤال توأم با اخلاص نیست، الهی نبوده ولو سائل، حسن سؤال داشته باشد.
امّا مسؤول هر چقدر اطلاعات ظاهری و باطنی و کیفیات الهی او بالاتر باشد، مراتب ادراک او نسبت به حال سائل بیشتر است. ابتدا باید کمال توجه به فرد مسؤول شود.
اگر مسؤول فردی مادی، خودخواه و خودبین نباشد و در او آرزوی اشتهار نبوده و واجد شرایط باشد، یعنی فردی بیداردل و آگاه و دارای علم ظاهری و باطنی باشد، او حتماً به کیفیت سؤال سائل پی برده و می‌تواند به سؤال جواب دهد.
در قبال سؤالات متعلمین الهی، مربی باید با نیت الهی پاسخ دهد و نظرش این نباشد که آنچه را می‌داند به دیگران تحمیل نماید. اگر سؤال کننده در برابر اظهارات معلم و مربی، ادلّه و براهینی قانع کننده اقامه کند و مسلم گردد که حق با اوست، در این صورت نه تنها باید معلم و مربی آن را بپذیرد، که حتی باید در مقام قدردانی و به رضای حق و نه به قصد خودنمایی، دست او را هم ببوسد.
در مجموع باید عملکرد معلم و مربی چنان باشد که پایان برنامه توأم با هیچگونه ناراحتی نباشد، و موقع جدا شدن با کمال صمیمیت و رضایت و صداقت باشد تا مراتب دوستی و اتحاد شدت یابد. امّا اگر بحث و گفتگو منجر به جدل گردد، فایده‌ای بر آن مترتب نیست و نباید فرصت و مجالی برای ایجاد ناراحتی داده شود، تا متعلمین با حال معنوی و بشاشت روحی، محفل الهی را ترک نمایند.
پاسخ باید مورد تأیید عقل الهی و قرآن و بزرگان باشد و توأم با مهر و محبت ارائه شود. چنین سؤال و جوابی ایجاد توافق قلبی می‌کند که از جمله آثار گوناگون آن، اتحاد است.
اگر سائل و مسؤول واجد شرایط نباشند، مثلاً اگر مسؤولْ عالم غیر عامل باشد و یا به سؤال طرف دقت نکند، انتظار اتحاد و اتفاق بین این دو محال است. امّا در صورت جمع شرایط، امکان دارد که سائل حتی ندیده به توفیق الهی به عده کثیری از اهل ایمان علاقمند گردد، و اتحاد قلبی با آنان هم به وجود آید.
علت عدم اتحاد قلبی و حتی پیدایش کینه، این است که به سؤال پاسخ مطلوب داده نمی‌شود و سؤال کننده نمی‌تواند پاسخ واقعی خود را دریافت نماید؛ یا در مقابل اصرار سائل، مسؤول شرایط لازم را ندارد. لکن اگر سؤال و پاسخ با جمع شرایط باشد، نه تنها کینه و تفرّقی به وجود نمی‌آید که سبب توافق قلبی نیز می‌شود.
لازم به یادآوری است که به برخی سؤالات، نه حضرات انبیاء و اوصیاء پاسخ داده‌اند و نه حضرات اولیاء، و البته این عدم پاسخ نیز در مقامی خود یک پاسخ الهی است. انسان الهی، سخن او و سؤال و پاسخ او و عدم پاسخ او همه الهی است، و وقتی با نیت و قلب پاک برای احیاء قلوب و سعادت دیگران سؤالی برایش پیش آید، ممکن است از مقام «وَ بی یَنْطِقُ» کلامی صادر شود و بر سمع دل او رسد که مسلماً چنین پاسخ و کلامی، نورانیت عظیمی دارد. این توفیق بدون درک استاد الهی امکان‌پذیر نیست.
برای سالکین و عارفین الهی برنامه و مسیر و قانون الهی را نشان داده‌اند. نیازی به توضیح نیست که هر کسی به استاد نیاز دارد وگرنه بدون اتصال به درگاه الهی، او گمراه خواهد شد و اهریمنان نیز در کمین‌اند که او را گمراه کنند. بدون تبعیت و بدون ارتباط با استاد، سالک نمی‌تواند به اتحاد قلبی برسد.
حتی اگر کسی قرآن را هم اختیار کند، به تنهایی و بدون استاد، نمی‌تواند به مقصد و مقصود رسد، و این امری است عقلی که قرآن به تنهایی کفایت نمی‌کند. روی زمین از حجت الهی و از استادی که استضائه و استناره او از صاحب ولایت است، خالی نمی‌ماند. لازمه چنین مقامی مظهریت صفات حق و صفات محبوبین درگاه الهی است. همچنان که ائمه اطهار مهربان‌تر از پدر و مادرند، این استادان الهی هم مظهر همان مهر و محبت‌اند و خیر دیگران را مقدم برخیر خود دارند. وقتی برای سالکی ثابت شد که حقیقتاً استاد الهی بیش از خود به او علاقمند است، در این صورت چنین معرفت و اطمینانی موجب اتحاد قلبی و پیشرفت کمالی می‌گردد.

مطالب مرتبط :

  1. هماهنگی ظاهر و باطن
  2. شهرت طلبی و عهدشکنی
  3. نکاتی برجسته از وظایف مربیان
  4. قابلیت، شرط بهره‌مندی
  5. تلاش در تفرقه‌اندازی
  6. تفرقه افکنی آرزوی خصم بزرگ
  7. محو سلایق در مقام فناء
  8. پاسخ به ندای حق در میقات
  9. خلوت ظاهر و خلوت باطن
  10. ضرورت حفظ تعهد الهی
  11. سرنوشت روح در عالم برزخ
  12. وظایف متعلم نسبت به معلم

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه