زکوة ظاهری و زکوة عارفان ۱۳۸۶/۱۲/۱۷

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد اول

زکوة ظاهری و زکوة عارفان

وجوب زکوة از ضروریات دین است و منکر آن کافر، منافع و مصالح آن بسیار و مانعاز مفاسد بیشمار است. زکوة سبب بقای جامعه و تنظیم امور و از کارهای عام المنفعه و اعمال خیریّه بوده و باعث رفاه و آسایش مردم و مایه حفظ اموال آنان است. در شرع مقدس اسلام به اداء زکوة تأکید بسیار شده و بر تارک آن، تهدیدات عظیمه و وعید بر عقاب شدیده است. چنین شخصی اگر در مدت عمر موفق به توبه واقعی نگردد، به بدبختی و شقاوت ابدی دچار خواهد شد.

گرچه نماز افضل عبادات است، امّا علاقه شدید انسان به مال و منال دنیا و میل به خوشگذرانی، مانع از وصول به حقیقت نماز و موجب وبال است. علاج این امر به زکوة بوده واین دو عبادت در مجموع اصول عبودیت‌اند. در اهمیت زکوة همین بس که در آیاتی که به صلوة امر است به زکوة نیز فرمان داده شده، یعنی‌این دو به هم پیوسته است. صلوة بی‌زکوة، و زکوة بدون صلوة مورد پذیرش الهی نیست.

علت تقدم زکوة بر صلوة در خصوص «زکوة فطره» که می‌فرماید:«قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکّیٰ وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّیٰ»، این است که زکوة بذل مال است و موجد ملکه سخا، دل را از رذایل اخلاقی از قبیل بخل، حسد و قساوت پاک سازد و در حقیقت، تطهیر بوده و از مقدّمات نماز است. چه طهارت حقیقی موقوف بر طهارت باطنی است، تا دل پاک نگردد چنان طهارتی تحقّق نیابد و نماز به حصول نپیوندد، از ‌اینرو فرموده‌اند: پاک شو اول و پس، دیده بر آن پاک ‌انداز.

متأسفانه عموم مردم را به حقیقت زکوة و معانی معنوی آن عنایتی نیست، تنها به معانی ظاهری آن بسنده نموده و به آن نیز چندان عامل نیستند. ظاهر احکام چنین است که زکوة به نُه چیز تعلق می‌یابد که عبارتند از: طلا، نقره، گندم، جو، مویز، خرما، شتر، گاو و گوسفند.

سیری در مراتب باطنی احکام زکوة مبیّن آن است که معانی دیگری هم در آنها مستتر است، لذا عقل باطنی و الهی زکوة را منحصر به مواد مذکور نمی‌داند و در جایی که قوت غالب مردم مواد دیگری باشد، حکم زکوة آنها را هم شامل است.

هر یک از مواد نه‌گانه مذکور را حدّ‌‌‌ ‌‌نصابی است که در صورت رسیدن به آن حدّ، باید زکوة آن پرداخت شود. زکوة‌دهنده باید واجد شرایط باشد که از جملة آنها بلوغ، عاقل و آزاد بودن و تحت تصرّف داشتن مواد نه‌گانه است.

گرچه برای زکوة معانی فراوانی بیان شده ولی در اصل، زکوة یعنی بهتر و برگزیدةهر چیز. چنان که در احکام شرعی آمده در موقع پرداخت زکوة گندم مرکب از متوسط و اعلیٰ، اولیٰ این است که زکوة از نوع مرغوب و اعلیٰ باشد.

زکوة علتی است برای تزکیه و تخلیه و پاکی دل. سالکان و عارفان باید هم قواعد و شرایط زکوة ظاهری را رعایت کنند و هم احکام زکوة باطنی را. زکاتی که در قرآن همراه صلوة آمده تنها زکوة ظاهری نبوده و از چنان عظمتی برخوردار است که در زیارت محبوبین الهی گوییم: «اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلٰوةَ وَ ٰاتَیْتَ الزَّکٰوةَ» ‌ای محبوب الهی! شهادت می‌دهم که تو نماز می‌خواندی و زکوة می‌دادی. مسلّماً این زکوة ماورای معانی معمول آن است چه، زکوة همانا حرکت دل است به سوی مولیٰ. این معنا سرمشق عارفان الهی است که با کمال اشتیاق برای همه نعمتهای الهی زکوة دهند. زیرا استادان الهی چنین تعلیم فرموده‌اند هر امری که انجام آن بر افراد عادی مستحب است، بر عارفان واجب است و آنچه بر عموم افراد مکروه است، بر عارفان حرام است.

در عالم حقیقت، حدّ نصاب را معنای دیگری است و ملاک تعلق زکوة، مالکیت مواد نه‌گانه نیست، بلکه تمام نعمتهایی که خداوند تبارک و تعالی به آنان عطا فرموده، هر کدام در مرتبة خود به حدّ نصاب رسیده است. معین و مبین این حدّ نصاب، ظرفیت دل است، آن دلی که کمال اتصال به خالق خود دارد.

زکوة نعم الهی باید به مستحقین رسد. در عالم حقیقت که سالکین طریق حق و عارفان الهی مقیمان آن دیارند، همه در این دیار هم اغنیایند و هم فقرا؛ هم موظف به گرفتن زکوة‌اند و هم مکلّف به دادن آن.

در دیار عشق مراتب غنای عارف و واصلی از همه بالاتر است که با اشتیاق کامل این زکوة را بپردازد و سالکین باید در گرفتن زکوة از آن وجود مقدس کوشا باشند، زیرا که چنان کوکب درخشانی، استضائه‌اش از خورشید سپهر ولایت است؛ خورشیدی که از افق امامت طلوع کرده است. کلام ‌ایشان قلیل الحجم است و کثیرالمعنی، جام جهان‌نما است و مرآت جمال‌نمای، هم استفادت مبتدی ناقص را شامل است و هم افادت منتهی کامل را.‌ ایشانند که حق به مستحقان رسانند و از سرچشمه آب حیات معرفت، تشنگان بادیه طلب را شربتی چشانند تا درد بر درد، ذوق بر ذوق و تشنگی بر تشنگی بیفزاید.

طالبین لقای حق باید در تعلیم و تعلّم بکوشند و زکوة نعم والایی را که خداوند به وسیله وجود مقدس مردان الهی به آنان ارزانی داشته به حکم «اِنَّ لِکُلِّ شَیءٍ زَکٰوةٌ» و بهمقتضای «اَدِّ لِکُلِّ ذی حَقٍّ حَقَّهُ» ادا نمایند تا ظرفیت دلها را افزایش داده به حدّ نصاب رسانند. مقصود از ظرفیت دل، عظمت و احاطه من انسانی است که اگر کسی به تحصیل آن نایل گردد، همه سرمایه‌ها و وسایل تکاملی و اعتلای او در مسیر منطقی به کار افتد.

دریغا که در گذرگاه بسیار طولانی بشر، دسته دسته انسانها وارد دنیا می‌شوند و چند شب و روز در حرکتند ولی با دلهایی که به حدّ نصاب ظرفیت خود نرسیده، راهی زیر خاک می‌گردند.

پیاله‌های کوچکی که قدرت پیدا کردن ظرفیت اقیانوس بیکران را دارند، بسرعت از بین می‌روند و از محتویاتی گل‌آلود پر می‌شوند و سپس نابود می‌گردند. همه سرمایه‌ها و وسایل تکاملی را در تهیه مقداری خوراک و پوشاک و مسکن و مقداری در جنگ و گریز و کشتار و حیله‌ها برای از پا درانداختن یکدیگر مستهلک می‌سازند.

مطالب مرتبط :

  1. هماهنگی ظاهر و باطن
  2. حکم نذر و نذر عارفان
  3. راز درک کلام عارفان
  4. گوهر حقیقت دردل عارفان
  5. اخلاص ، پل صراط عارفان
  6. ذیحجه و پیام عارفان الهی
  7. حقیقت نماز و نماز عارفان
  8. تزکیه، تبخیر معنوی نفس
  9. اراده واحد
  10. زهد و تقوی
  11. خویشتنداری سرمایه حقیقی
  12. زراعت در مزرعه قلوب

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه