هدایت، بزرگترین مأموریت انبیاء ۱۳۸۸/۰۶/۱۰

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد چهارم

خداوند تبارک و تعالی در آیه شریفه «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْاُمّییّنَ رَسُولاً مِنْهُمْ» برای طالبین حقیقی تعلیم انقطاع داده و خود شرایط تحقق آن را فراهم می‌فرماید. هم چنین به نکته‌ای بسیار ظریف و باریک اشاره می‌نماید تا قلوب متوجه آن شده، به کلی از غیر او منصرف گردند و آن، «هُوَ الَّذی بَعَثَ» است. یعنی انگیزش برای هدایت فقط توسط خدا و مظاهر او صورت می‌گیرد. کسی می‌تواند دیگران را تزکیه نماید و علم و حکمت الهی به آنان بیاموزد که برانگیخته خداوند باشد.
رسول شامل حال عموم فرستادگان الهی است، لکن کمال مراتب معنای علیایی آن در حضرت رسول اکرم (ص) متجلی است. بنابراین افرادی که خواهان تزکیه و علم و حکمت الهی هستند، باید به خدا و مظاهر صفات وی تمسک جویند و در مقام تعلیم و تربیت، از ماسوای ایشان منقطع گردند. علت انتخاب «امیّین» نیز آن است که خداوند تبارک و تعالی اولاً بفهماند و بشارت دهد که راه کمال و وصال برای همگان باز است، و ثانیاً اعجاز الهی را بنمایاند.
آری خداوند متعال به لسان لاهوتی و جبروتی این معنی قدسیه را متجلی می‌سازد که تحقق معنی الهیه «بَعَثَ» جز آن قادر مطلق، کسی را نشاید که رسولی برانگیزد درس ناخوانده و نانوشته و استاد نادیده، از میان افرادی که در منتهای جهالت و ظلالت بودند، تا ایشان را به آیات آفاقی و انفسی متوجه سازد و نیروی عاقله باطنی آنان را به آثار و خواص این دو آفاق و تأثرات آن دو از یکدیگر معطوف نماید.
این آثار و خواص و نتایج قدسیه آنها که به وسیله نیروی عاقله باطنی ارائه می‌شود، در حقیقت تعالیم کبیره‌ای است برای جریان و سریان و شکوفایی عقل الهی که سبب تقویت مراتب بصیرت دیدگان دل و شکوفایی سایر حواس باطنیه است. چنان این قوا را آماده تعلم از علوم واصله می‌گرداند که دیده باطن از مقام «بی یَبْصُرُ» می‌نگرد و سمع باطن از مقام «فَبی یَسْمَعُ» می‌شنود. خلاصه آن که کل قوای ظاهری و باطنی انسان را برای اخذ کمالیه اصول بالاخص عالم توحید بسیج نموده، دل را برای پذیرش علوم علوی و لدنی که از نور حقیقت محض منوّر است، آماده می‌سازد.
البته تا زمین دل مستعد برای رشد و بارور شدن ابذار الهی نباشد، هرچه باغبان در آبیاری و پرورش آن بکوشد، جز تضییع بذر و خسارت جسمی و جانی، او را ثمری حاصل نگردد. اما اگر زمین دل مستعد شده و برای تربیت و پرورش باغبان قابلیت یابد، آن آبیاری و مراقبت و حفاظت او از آفات ـ که در حقیقت تجلی معنای «یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ» است ـ چنان اشجار طیبه باطنی را که «اَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ» به کمال رساند که خود را و قلوب مستعده و طالبین حقیقی را از آن ثمرات طیبه و قدسیه بهره‌مند گرداند.
روی زمین هیچگاه از برانگیختگان حق، از حجج الهی و صدیقین خالی نیست و در هر عصری شخصیت‌های بزرگ وجود دارند. آنان دارای مقامات بزرگی هستند و مأموریت خطیری دارند که باید آن را انجام دهند. البته در پیشگاه الهی اجباری در پذیرش مأموریت نیست، چنان که به حضرت رسول اکرم (ص) خطاب شد که آیا مقام نبوت را می‌پذیرد یا نه؟ همه سفراء مقدس الهی به اختیار و از روی کمال عشق و علاقه مأموریت الهی را پذیرفته‌اند. بعضی شخصیت‌های بزرگی هم بودند که این بار مسؤولیت را نپذیرفتند.
سالکین طریق حق با کمال اشتیاق مأموریت‌های الهی را تقبل کرده، در جهت احیاء قلوب تلاش می‌نمایند. گرچه احیاء مرده اعجاز است ولی از آن مهم‌تر و برتر، احیاء قلوب مرده به توفیق حق است.
مأموریت از ناحیه حق، یک مأموریت باطنی است که به توفیق الهی نصیب عارف می‌گردد و از او انجام آن مطلوب است، هرچند نتایج مثبت و یا ظاهراً منفی در بر داشته باشد. مسلماً در هر مأموریت باطنی جهات مثبت آن غالب بر جهات منفی است، ولو ظاهراً جهات منفی دارای نمود بیشتری گردد.
به عبارت دیگر، از ازل تا ابد هر مأموریتی که از ناحیه اعلی بر بنده‌ای محوّل می‌شود، حرکت او حرکتی است خدایی و هرگز ممکن نیست که محصول شجرة حرکات خدایی، منفی باشد. اگر احیاناً برخی جهات منفی هم نمایان گردد، در قبال جهات مثبت آن در حکم عدم است. اما مشاهده این جهات مثبت و منفی در توان همگان نیست و تنها برای فردی میسر است که به فضل الهی، صاحب بصیرت خدایی باشد.
بنابراین همچنان که در وجود خداوند تبارک و تعالی و در وجود حضرت قائم (ع) و در قیام قیامت هیچگونه شک و شبهه‌ای نیست، در ثمرات خدایی و جهات مثبت و شیرین مأموریت‌های الهی و غلبه آن بر جهات منفی نیز هیچ تردیدی وجود ندارد. اگر در مأموریتی که از ناحیه اعلی به حضرات معصومین محوّل شده، احیاناً جهات منفی ظاهر گشته، عاقبت به مرور اثرات منفی آن نابود و به دیار عدم رهسپار شده است. برای مرد الهی مأموریت از ناحیه اعلی، یک منصب خدایی بوده و سعادت بزرگی است و اثرات معنوی آن حرکات باطنی مافوق تصور است.
غالباً افرادی که در عالم حقیقت سیر می‌کنند، نه ادعایی دارند و نه طالب جاه و مقام و مال منال دنیوی هستند، و نه خواهان آنند که مشکلاتشان به دست دیگران رفع شود. توجه کامل آنان به مأموریت الهی خود برای ابلاغ حقایق است، و همواره آمادة استقبال از رنج‌ها و ناملایمات در برابر انجام وظایفند و جز خدا چیزی نخواهند.
اگر فردی خواهان مقام والا در پیشگاه الهی است، به مصداق آیه «اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللهِ اَتْقیکُمْ» باید بر مراتب تقوای خود بیفزاید، و کسی می‌تواند به مرتبة والای تزکیه و تقوی برسد که تحمل مشکلات آن را داشته باشد.
ممکن است به نظر رسد اهل وصال و افراد متقی که در طریق نیل به مرتبة کمال تزکیه و تقوی در تلاشند، با عالم و عامل شدن به تعالیم بزرگان مشکلاتی ندارند، غافل از این که سختی‌ها و مشکلات آنان از همه بیشتر و شدیدتر است، اما با توکل بر خدا عاقبت پیروزی با آنهاست. چه تکیه آنان به قدرت بزرگی است که همیشه فاتح است و یقین دارند که سرانجام مشکلات را در قبال پایداری برطرف خواهد کرد.
علت موفقیت کمالی سالکین و عارفین الهی، مواجهة طولانی مدت آنان با مشکلات و شداید و مقاومت و ایستادگی در قبال آن است. تشخیص سختی و مشکل، کار هرکسی نبوده و ره ناپیمودگان به خود حق می‌دهند که از رسیدن آنان به آن مقامات عالیه، تعجب کنند.
صاحبان ابتلاء و شداید را کسی غیر از باری‌تعالی نمی‌تواند بشناسد، هرچند مدّعیان باطل با اظهار ارتباط با حضرت مولی (ع)، مورد استقبال قرار گیرند. چراکه لازمة بهره‌مندی از آن مقام، نه تحمل اندکی ریاضت که دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بسیاری است.
در راه حقیقت کسی که خواهان سعادت است، باید بداند بدون تحمل انواع رنج و زحمت و ابتلائات به مقصد و مقصود نمی‌رسد، که بنای این کار بر تحمل محنت و زجر و مشقت نهاده‌اند. تا سالک الهی در کورة حوادث نسوزد، پاک و خالص نگردد. آنان که با بروز پیشامدی ناراحت می‌شوند، هنوز به مرتبة اول این راه قدم ننهاده‌اند.
آری سامان سخن با زبان و لب‌ها نیست، حدیث حضرت موسی باید که دم از «اِنْ هِیَ اِلّا فِتْنَتُکَ» زد، اگرچه او را به ضربت «لَنْ تَرانی» گوشمالی دادند. انسان یا باید سالک راه حق و حقیقت نگردد و سودای آن از سر به در کند، و یا اگر در این راه قدم گذاشت، پروای جان خود و عزیزان نداشته باشد. جوانمردان این طریق، نه طالب آسایش و منافع شخصی‌اند و نه طالب جاه و مقام، آنان اگر به مقامی هم نایل گردند، به رضای حق و به خاطر خدمت به اسلام و مسلمین است.

مطالب مرتبط :

  1. هماهنگی ظاهر و باطن
  2. صالحان ، وارثان زمین
  3. اراده واحد
  4. آداب ظاهری زیارت
  5. جبر و اختیار

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه