سوء ظن ۱۳۸۷/۰۷/۱۰

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد دوم

سوء ظن‌

رذیله‌ دیگر ظن‌ بد بردن‌ به‌ مردم‌ است، این‌ صفت‌ نتیجه‌ جبن‌ و ضعف‌ نفس‌ است. زیرا ترسوی‌ ضعیف‌ النفس‌ به‌ هر خیال‌ فاسدی‌ که‌ به‌ خاطرش‌ گذرد و به‌ قوة‌ واهمه‌ او در آید معتقد شود و پی‌ آن‌ رود؛ این‌ صفت‌ از مهلکات‌ عظیمه‌ است‌ «وَ‌ ظَنَنتُم‌ ظَنَّ‌ السَّوءِ‌ وَ‌ کُنتُم‌ قَوماً‌ بُوراً». حضرت‌ امیرالمؤ‌منین‌ (ع) می‌فرماید: باید امر برادران‌ مؤ‌من‌ خود را به‌ بهترین‌ محامل‌ حمل‌ کنی‌ و به‌ سانحه‌ای‌ که‌ از برادر مؤ‌من‌ تو سر زده‌ گمان‌ بد به‌ او نبری‌ مادام‌ که‌ محمل‌ خوبیاز برای‌ آن‌ بیابی.

بی‌تردید کسی‌ که‌ دربارة‌ مؤ‌منین‌ سوءظن‌ کند، بد باطن‌ است‌ و همه‌ را مثل‌ خود پندارد و خباثت‌ باطنش‌ عاقبت‌ به‌ ظاهر او نیز سرایت‌ کند. سر‌ آن‌ که‌ این‌ صفت‌ علامت‌ خباثت‌ نفس‌ است‌ و از القای‌ شیطان، این‌ است‌ که‌ جز پروردگار متعال‌ کسی‌ از باطن‌ دیگری‌ آگاه‌ نیست‌ و هیچ‌ دلی‌ را به‌ دل‌ دیگری‌ راهی‌ نه.

پس‌ چگونه‌ معقول‌ است‌ کسی‌ که‌ چیزی‌ را ندانسته‌ و به‌ چشم‌ خود ندیده‌ در حق‌ دیگری‌ اعتقاد نماید، و نداند این‌ گمان‌ بد را شیطان‌ به‌ دل‌ او انداخته‌ است؟ چگونه‌ انسان‌ عاقل‌ خبری‌ را که‌ شیطان‌ آورده‌ قبول‌ نماید و حال‌ آن‌ که‌ می‌داند او از هر فاسقی‌ فاسق‌تر است: «یا اَیُّهَا الَّذینَ‌ آمَنُوا اِن‌ جأَکُم‌ فاسِقٌ‌ بِنَبَأٍ‌ فَتَبَیَّنُوا اَن‌ تُصیبُوا قَوماً‌ بِجَهالَةٍ‌ فَتُصبِحُوا عَلی‌ ما فَعَلتُم‌ نادِمینَ». پس‌ جایز نیست‌ که‌ شخص‌ مؤ‌من‌ سخن‌ آن‌ ملعون‌ را تصدیق‌ کند، اگرچه‌ بعضی‌ قرائن‌ خارجی‌ هم‌ به‌ آن‌ ضمیمه‌ گردد.

مراد از سوء ظن‌ که‌ شرعاً‌ مذموم‌ و از آن‌ نهی‌ شده، ظنی‌ است‌ که‌ آدمی‌ بر دل‌ خود راه‌ دهد و سپس‌ نفس‌ را به‌ جانب‌ آن‌ مایل‌ کرده‌ طرف‌ بدی‌ را ترجیح‌ دهد یا آن‌ را اظهار نماید. اما مجرد خطور امری‌ به‌ دل‌ بدون‌ ترجیح‌ آن، سوء ظن‌ نیست. امتیاز بین‌ گمان‌ بد و مجرد خطور امری‌ در دل‌ چنین‌ است‌ که‌ اگر آن‌ تصور باعث‌ تغییر دل‌ او نسبت‌ به‌ فردی‌ شود، مثلاً‌ کراهت‌ یا نفرتی‌ در او پدید آید، سوءظن‌ است‌ و دفع‌ آن‌ لازم، ولی‌ محض‌ خطور به‌ دل‌ را مؤ‌اخذه‌ای‌ نیست: «یا اَیُّهَا الَّذینَ‌ آمَنُوا اجتَنِبُوا کَثیراً‌ مِنَ‌ الظَّنٍّ‌ اِنَّ‌ بَعضَ‌ الظَّنٍّ‌ اِثمٌ‌ وَ‌ لا‌ تَجَسَّسُوا وَ‌ لا‌ یَغتَب‌ بَعضُکُم‌ بَعضاً‌ اَیُحِبُّ‌ اَحَدُکُم‌ اَن‌ یَأکُلَ‌ لَحمَ‌ اَخیهِ‌ مَیتاً‌ فَکَرِ‌هتُمُوهُ‌ وَ‌اتَّقُوا اللهَ‌ اِنَّ‌ اللهَ‌ تَو‌ابٌ‌ رَحیمٌ».

چون‌ گمان‌ بد موجب‌ شقاوت‌ ابدی‌ است، به‌ این‌ جهت‌ شارع‌ مقدس‌ نهی‌ کامل‌ فرموده‌ از این‌ که‌ آدمی‌ کاری‌ کند که‌ سبب‌ بدگمانی‌ دیگران‌ شود، چنان‌ که‌ حضرت‌ رسول‌ اکرم‌ (ص) فرموده: از مواضع‌ تهمت‌ بپرهیزید. حضرت‌ امیرالمؤ‌منین‌ علیه‌السلام‌ نیز فرموده: هر که‌ خود را به‌ محل‌ تهمت‌ درآورد، ملامت‌ نکند کسی‌ را که‌ به‌ او بدگمان‌ گردد. حتی‌ عالم‌ پرهیزکار و معروف‌ به‌ صلاح‌ و دیانت‌ در بین‌ مردم، خیال‌ نکند که‌ کسی‌ به‌ او گمان‌ بد نمی‌برد، زیرا هر فردی‌ گرچه‌ اعلم‌ جمیع‌ مردم‌ باشد همه‌ او را به‌ یک‌ نظر ننگرند، بلکه‌ اگر جمعی‌ کثیر ظاهراً‌ و باطناً‌ همه‌ افعال‌ او را حمل‌ بر صحت‌ نمایند، جمعی‌ دیگر هستند که‌ طالب‌ عیوب‌ او بوده‌ و همیشه‌ در صدد اتهام‌ به‌ او باشند.

دشمن‌ حسود نمی‌نگرد مگر به‌ چشم‌ دشمنی، پس‌ هر عمل‌ خیری‌ که‌ از آدمی‌ بیندبپوشاند و در صدد تجسس‌ عیوب‌ او باشد و همه‌ را مانند خویش‌ پندارد؛ چون‌ خود رسوا شده، رسوایی‌ او خواهد و عیوب‌ او ظاهر سازد تا مردم‌ از فکر او بیرون‌ روند و زبان‌ ایشان‌ از او کوتاه‌ گردد. پس‌ بر هر مؤ‌من‌ است‌ که‌ خود را از موضع‌ تهمت‌ دور دارد تا بندگان‌ خدا به‌ او گمان‌ بد نبرند و به‌ معصیت‌ نیفتند و او شریک‌ معصیت‌ ایشان‌ نگردد، زیرا هرکه‌ سبب‌ معصیت‌ دیگری‌ شود در گناه‌ او شریک‌ است.

راه‌ درمان‌ گمان‌ بد آن‌ است‌ که‌ بعد از ملاحظه‌ فساد آن‌ و شرافت‌ ضدش‌ که‌ گمان‌ نیک‌ است، از هر کس‌ سوء ظنی‌ به‌ خاطرش‌ رسید، اعتنا نکرده‌ دل‌ خود را با او بد نسازد و رفتارش‌ را با او تغییر ندهد و تفقد و اکرام‌ و احترام‌ نسبت‌ به‌ او را نه‌ تنها کم‌ نکند، که‌ در تعظیم‌ و دوستی‌ او بیفزاید و در خلوت‌ او را دعا نماید، تا بدین‌ سبب‌ شیطان‌ به‌ غیظ‌ آمده‌ از خوف‌ این‌ تعظیم‌ و احترام، دیگر گمان‌ بد به‌ خاطر او نیفکند.

اگر خطا یا لغزشی‌ از مؤ‌منی‌ مشاهده‌ نمودی‌ باید او را در خلوت‌ نصیحت‌ کنی، نه‌ این‌ که‌ شروع‌ به‌ غیبت‌ و بدگویی‌ او نمایی. باید از خطای‌ او محزون‌ باشی‌ چنان‌ که‌ از لغزش‌ خود محزون‌ می‌شوی‌ و غرض‌ تو از نصیحت، نجات‌ او از هلاکت‌ باشد. چون‌ چنین‌ رفتار نمایی‌ بر تو ثواب‌ حزن‌ بر خطا و نصیحت‌ و نجات‌ او هرسه‌ جمع‌ شود.

انسان‌ باید به‌ هیچ‌ مؤ‌منی‌ گمان‌ بد نبرد و گفتار و کردار او را حمل‌ بر بدی‌ ننماید، بلکه‌ هر عملی‌ که‌ از او بیند و هر سخنی‌ که‌ از او شنود به‌ بهترین‌ محامل‌ حمل‌ کند. اما اگر گمان‌ بد او مطابق‌ واقع‌ و راست‌ شود که‌ سبب‌ زیان‌ دینی‌ و دنیوی‌ باشد، حزم‌ و احتیاط‌ به‌ جا آورد و امور دین‌ و دنیای‌ خود را به‌ او وانگذارد تا ضرر و خسرانی‌ به‌ او نرسد.

مطلب مرتبطی یافت نشد


شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه