ضعف نفس ۱۳۸۷/۰۷/۰۲

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد دوم

ضعف‌ نفس‌

رذیله‌ دیگر، ضعف‌ نفس‌ است. علامت‌ این‌ صفت‌ خبیثه‌ عجز و زبونی‌ و اضطراب‌ است‌ در وقت‌ وقوع‌ حادثه‌ یا نزول‌ بلیه‌ و متزلزل‌ شدن‌ به‌ هر ناملایم‌ جزئی. صاحب‌ این‌ صفت‌ در پیش‌ ارباب‌ بصیرت‌ خوار و بی‌مقدار است‌ و لازمة‌ آن‌ ذلت‌ و عدم‌ مهابت‌ است‌ و کناره‌ جستن‌ از کارهای‌ بزرگ‌ و امور عالیه‌ و مسامحه‌ در امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر و اضطراب‌ و تزلزل‌ به‌ اندک‌ چیزی‌ از بلاها. پیوسته‌ قلب‌ او مضطرب‌ و لرزان‌ و همیشه‌ از حوادث‌ دنیا خائف‌ و ترسان‌ است، هر ساعت‌ در تشویشی‌ و غمی‌ و هر لحظه‌ در بیمی‌ و المی.

در خبر است‌ که‌ بنده‌ مؤ‌من‌ از ذلت‌ نفس‌ بری‌ است. حضرت‌ صادق‌ (ع) می‌فرماید: خداوند متعال‌ بندة‌ مؤ‌من‌ را در هر کاری‌ اختیار داده‌ لیکن‌ اجازه‌ نفرموده‌ که‌ خود را خوار و ذلیل‌ نماید «وَ‌ لِلهِ‌ العِزَّةُ‌ وَ‌ لِرَسُولِهِ‌ وَ‌ لِلمُؤمِنینَ» پس‌ بندة‌ مؤ‌من‌ باید همیشه‌ خود را عزیز بدارد وذلیل‌ ننماید. مؤ‌من‌ باید از کوه‌ محکم‌تر باشد، چه‌ به‌ تیشه‌ از کوه‌ چیزی‌ توان‌ شکست‌ اما از دین‌ و ایمان‌ مؤ‌من‌ چیزی‌ شکسته‌ نشود.

ضد این‌ صفت، عزت‌ نفس‌ و محکمی‌ دل‌ است‌ و آن، تحمل‌ اموری‌ است‌ که‌ بر او روی‌ آوَرد که‌ مانند گیاه‌ ضعیف‌ از هر بادی‌ نلرزیده‌ چون‌ کوه‌ استوار باشد. در خبر است‌ که‌ مؤ‌من‌ صاحب‌ صلابت‌ و مهابت‌ و عزت‌ است. حضرت‌ باقر (ع) فرموده‌ که‌ خداوند متعال‌ به‌ بندة‌ خود سه‌ خلعت‌ کرامت‌ می‌فرماید: عزت‌ در دنیا و آخرت، ظفر در رستگاری‌ دنیا و آخرت، و مهابت‌ در دل‌ ظالمین‌ و اهل‌ معصیت.

این‌ صفت‌ شریف، افضل‌ بیشتر صفات‌ و سرآمد اکثر ملکات‌ است. صاحب‌ آن‌ نه‌ از دوستی‌ ابنای‌ روزگار شاد و نه‌ از دشمنی‌ ایشان‌ بیمناک‌ است، نه‌ از مدح‌ ایشان‌ خرم‌ و نه‌ از مذمت‌ ایشان‌ غمناک‌ است. حضرت‌ امیرالمؤ‌منین‌ (ع) می‌فرماید: اگر همه‌ عالم‌ شمشیرها کشند و به‌ پشتیبانی‌ هم‌ روی‌ به‌ من‌ آرند، تفاوتی‌ در حال‌ من‌ نکند.

هر کسی‌ را که‌ این‌ صفت‌ عنایت‌ گردید، صحت‌ و مرض‌ بلکه‌ موت‌ و حیات‌ در نظر او یکسان‌ است، از گردش‌ روزگار و تقلب‌ لیل‌ و نهار مطلقاً‌ متأثر نگردد. این‌ ملکه‌ فاضله‌ صفتی‌ نیست‌ که‌ هر کسی‌ بتواند به‌ آن‌ رسد، و چشمه‌ای‌ نیست‌ که‌ هر کسی‌ از آب‌ آن‌ بنوشد، و سراپرده‌ای‌ نیست‌ که‌ هر فردی‌ گرد آن‌ بگردد. میدانی‌ است‌ که‌ جز دلیران‌ معرکه‌ مردانگی‌ در آن‌ جولان‌ نکنند، و راهی‌ است‌ که‌ جز نامداران‌ وادی‌ شیر دلی‌ در آن‌ قدم‌ ننهند.

مطلب مرتبطی یافت نشد


شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه