گفتار هجدهم ۱۳۹۲/۰۷/۱۱

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: تعلیم و تربیت (ارشاد) - جلد اول

در مکتب اسلام خلقیات حمیده به دو گروه تقسیم شده است: محاسن اخلاق و مکارم اخلاق.
خلقیاتی که مایه حسن ارتباط اجتماعی و باعث جلب منافع مادی و بهبود زندگی است از گروه محاسن اخلاق است؛ و خلقیاتی که معیار انسانیت و حاکی از بزرگواری طبع و تعالی روحانی است از گروه مکارم اخلاق است.
به عبارت دیگر اخلاق خوب در روایات اسلامی با کلمات حسن خلق، محاسن اخلاق و مکارم اخلاق تعبیر شده است.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله می‏فرماید: یکی از شرایط سعادت آدمی در زندگی حسن خلق است و از جمله عوامل شقاوت و بدبختی سوء خلق است « مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ حُسنُ الخُلقِ وَ مِن شَقاوَتِهِ سُوءُ الخُلقِ».
ونیز می‌فرماید:حسن خلق گناهان را محو می‌کند به طوری که اشعه آفتاب برف و یخ را، و اخلاق بد عمل خوب را فاسد می‌کند همان طور که سرکه عسل را.
در مواردی که اولیاء دین می‌خواستند از تعالی معنوی و کمال روحانی سخن گویند و جامعه را به ارزش‏های سجایای عالی انسانی متوجه سازند، از مکارم اخلاق نام می‌بردند و به پیروان خود می‌فهمانند که هدف عالی رهبران مکتب اسلام تنها این نیست که مردم را با اخلاق خوب اجتماعی تربیت کنند بلکه علاوه بر آن می‌خواهند آنان را با سجایای انسانی پرورش دهند و از مزایای انسانیت برخوردار سازند.« قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص): بُعِثْتُ بِمَکَارِمَ الْأَخْلَاق‏ِِ وَ مَحَاسِنِهَا» : من از طرف باری تعالی برای مکارم اخلاق و محاسن اخلاق مبعوث شده‌ام.
حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می‌فرماید: اخلاق خود را در آغاز با صفات حمیده رام کنید سپس آن‌ را به سوی مکارم اخلاق و سجایای عالی انسانی بکشانید. راوی گوید به حضرت صادق علیه‌السلام عرض کردم حد حسن خلق چیست؟ فرمودند با مردم به نرمی بر‏خورد کنی، پاک و مؤدب سخن بگویی، و در مواجهه با برادرانت گشاده رو باشی.
مردی به محضر حضرت صادق علیه‌السلام شرفیاب شد و عرض کرد مرا از مکارم اخلاق آگاه ساز. آن حضرت در جواب او از چند صفت انسانی نام برد: بخشش و گذشت از آن کسی که به تو ستمی کرده است، پیوست و اتصال به کسی که از تو بریده است، و بذل و اعطا به آن که ترا محروم کرده است، به حق و درستی سخن گفتن، اگرچه بر ضررت باشد.
آدمی مجموعه بهم آمیخته‏ای است از جسم و جان، ماده و معنی، طبع و عقل، خلاصه دارای دو جنبه است: بشری و انسانی؛ محاسن اخلاق برای تأمین حیات بشری و بهبود زندگی مادی است، و مکارم اخلاق برای احیای جنبه‏های انسانی و تکمیل حیات معنوی است.
سعادت واقعی و همه جانبه نصیب کسی است که حیات معنوی و حیات مادی را به حدود شرع مورد توجه خویش قرار دهد.
در مکتب اسلام این برنامه، جامع و کامل تنظیم شده است و اولیاء دین همواره مردم را به محاسن اخلاق و مکارم اخلاق دعوت کرده و هر دو قسمت را به موازات یکدیگر خاطر نشان نموده‌اند، ولی در خلال سخنان خویش به پیروان خود فهمانده‌اند که تأثیر مکارم اخلاق در تأمین رستگاری و سعادت بشر به مراتب بیشتر از محاسن اخلاق است.
حضرت علی علیه‌السلام می‏فرماید «فِی سِعَةِ الاَخلاقِ کُنُوزُ الاَرزَاقِ»: در توسعه اخلاق و حسن برخورد با مردم گنجینه‏های ارزاق و رفاه زندگی نهفته است.
حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام می‏فرماید: هیچ زندگی و حیاتی غنی‌تر و پر برکت تر از حسن خلق نیست.
حضرت صادق علیه‌السلام می‌فرماید: نیکو کاری و حسن خلق شهرها را آباد می‌کند و عمرها را افزایش می‌دهد « إِنَّ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ یَعْمُرَانِ الدِّیَارَ وَ یَزِیدَانِ فِی الْأَعْمَار ».
حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می‌فرماید« رُبَّ عَزِیزٍ أَذَلَّهُ خُلُقُهُ وَ رُبَّ ذَلِیلٍ أَعَزَّهُ خُلُقُه‏» : چه بسا عزیزی که اخلاق بد او مایه ذلت و خواری او شده و چه بسا ذلیلی که اخلاق نیک، او را به عزت و بزرگی رسانده است. نتیجه آن که رعایت محاسن اخلاق برای حفظ امنیت اجتماعی و بهبود زندگی یک امر لازم و ضروری است و همه افراد جامعه از نظر دینی و علمی مکلفند حقوق و حدود سایرین را محترم شمرند و منافع خود را با مصالح عمومی تطبیق کرده و غرایز خود را تعدیل نمایند و از اعمال تمایلات خلاف اخلاق خود داری کنند.
حضرات انبیاء به فرمان الهی مأموریت یافتند که مردم را با صفات عالی انسانی تربیت کنند و کرائم اخلاق را در دل‌هایشان پرورش دهند و آنان را از نعمت پرارج کرامت نفس و بزرگواری طبع برخوردار سازند.
دگر دوستی و تمایلات عالی انسانی که پایه بزرگواری و کرامت نفس است در نهاد انسان ریشه فطری دارند که اگر مورد توجه واقع شوند و به درستی پرورش یابند، آدمی به مکارم اخلاق متخلق شود. ولی در اثر عصیان، خود دوستی و کشش‌های غریزی آنچنان نیرومند گشته که به دگر دوستی و تمایلات عالی انسانی مجال فعالیت نمی‌دهند بلکه آنان را سرکوب کرده و بدست فراموشی می‌سپارند.
حضرات اولیاء دین برای آن که جوامع بشری را انسان ببار آورند و با مکارم اخلاق و سجایای عالی انسانی متصف سازند، به فرمان الهی مأموریت یافتند که فطریات فراموش شده را به یاد مردم آورند و دگر دوستی خفته را در دل‌هایشان بیدار کنند و تمایلات عالی سرکوب شده و عقب رانده را از ضمیر مغفول به ضمیر آگاهشان انتقال دهند و مکتب تربیتی خود را بر اساس فطریات انسانی پایه گذاری کنند. « قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ : عَلَیکُم بِمَکارِمَ الاَ خلاقِ فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَنی بِها» : بکوشید و به مکارم اخلاق تخلق یابید، چه، من برای گسترش و بسط اخلاق کریمه مبعوث شده‌ام.

مطالب مرتبط :

  1. گفتار نوزدهم
  2. گفتار هفدهم
  3. گفتار دوازدهم
  4. گفتار بیست و سوم
  5. گفتار چهارم
  6. گفتار چهارم
  7. گفتار پنجم
  8. گفتار سیزدهم
  9. گفتار بیست و دوم
  10. گفتار بیستم
  11. گفتار هفتم
  12. گفتار اول

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه