گفتار سیزدهم ۱۳۹۲/۰۷/۱۱

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: تعلیم و تربیت (ارشاد) – جلد دوم

حضرت امیر علیه السلام در ضمن عهدنامه خود به مالک اشتر فرمود: اگر بین خود و دشمنت قراردادی منعقد کردی یا به او امانی دادی، به عهدی که کرده‏ای وفادار باش و به امانی که داده‏ای امین و درستکار.
حضرت امیر علیه السلام می‏فرماید: در مقام حرف زدن میدان سخنرانی بسیار وسیع و پهناور است و گوینده قادر است مرکب سخن را به هر طرف بتازد و از هر دری سخن بگوید، ولی در مقام عمل میدان حق و عدالت بسیار تنگ و طاقت فرسا است و بکار بستن آن بسیار مشکل است.
یکی از بزرگترین امتیازات مردان الهی آن است که هرگز از قدرت خویش استفاده‏های ناروا نمی‏کنند و به حقوق دیگران، هر قدر هم که عاجز باشند تجاوز نمی‏نمایند.
در صدر اسلام در آن موقعی که سربازان نیرومند مسلمین به منظور اعلاء‌ حق و آزادی و درهم شکستن اساس شرک و بت پرستی برق آسا پیشروی می‏کردند و شهرهای بزرگ را یکی پس از دیگری فتح می نمودند، «وفا به عهد» را یکی از وظایف قطعی و اجتناب ناپذیر خود می‏دانستند، و مردم آن روز جهان از این سجیه انسانی آگاه بودند و اطمینان داشتند که مسلمین همواره در عهد و پیمانشان وفادارند، و با آن همه قدرتی که در اختیار دارند محال است که به نقض عهد مبادرت ورزند.
اگر در جبهة جنگ از طرف مسلمین به دشمن امان داده شود، ارتش اسلام قانوناً موظف است که به آن امان، وفادار باشد و از حمله و تعرض خودداری کند. جالب این که این موضوع تنها از اختیارات فرمانده لشکر نیست، بلکه این اختیار به نفرات سرباز نیز داده شده است، و یک سرباز عادی می‏تواند به دشمن امان دهد. و در صورتی که سربازی از حق خود استفاده کرد و به دشمن امان داد، تمام افسران و سربازان موظفند به آن امان احترام گذارند و تعهد یک سرباز مسلمان را واجب الاجرا تلقی نمایند.
در آئین مقدس اسلام «وفا به عهد» از وظایف غیرقابل تخلّف مسلمین است، در موقع جنگ باشد یا در حال عادی، طرف پیمان مسلمان باشد یا غیر مسلمان.
وفا به عهد و پیمان یکی از صفات حضرت احدیت است. خداوند متعال در قرآن مجید می‏فرماید: «إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ» خداوند متعال خلف وعده نمی‏کند. کسی که همواره به عهد و پیمان خویش وفادار باشد به یکی از صفات حق تعالی متصف است، و این خود نشانه ای از مراتب کمال و فضیلت است.
وفا به عهد و پیمان در تمام شؤون زندگی داخلی و خارجی کشور اثر مستقیم دارد. به همان نسبتی که مردم کشوری در عهد و پیمان خود وفادار باشند، به همان نسبت زندگی مردم بهتر و آسایش جامعه زیادتر و ارزش و آبروی آنان در جهان بیشتر خواهد شد.
وفا به عهد و پیمان یکی از ارکان سعادت بشر است. در کشوری که مردم آن به عهد و پیمان خویش وفادار باشند امور اقتصادی و اجتماعی آنان در مسیر صحیح و طبیعی قرار می‏گیرد؛‌ در آنجا زندگی بر پایة اعتماد و اطمینان است و تماس مردم با یکدیگر براساس فضیلت و انسانیت است.
در اجتماعی که افراد آن احساس مسؤولیت شدید در مقابل تعهدات خویش نکنند، امور از مسیر طبیعی خارج شده و مشکلات به صور مختلف دامنگیر مردم می‏شود و سازمانهای قضائی و قوانین انتظامی ضامن اجرای تعهدات می‏شوند؛ اخلاق و وظیفه شناسی جای خود را به محاکم قضائی می‏دهد و پیمان شکنی ها بصورت پرونده های جزائی و حقوقی در می‏آیند و نیروی انسانی به هدر می‏رود و برای حل و فصل امور باید به سازمانهای اجرائی و زور و زندان متوسل شد.
برای این که «وفا به عهد» در جامعه احیا شود و مردم در قبال تعهدات خویش وفادار باشند، باید از دوران کودکی با روش صحیح تربیت شده و این درس انسانی را قولاً و فعلاً فراگیرند تا این سجیة در روان آنان همواره مستقر گردد.
اگر مربی کودک را با روش ناپسند و غیر انسانی پرورش دهد، رفته رفته به پلیدی و انحراف خو گرفته و فطریات خود را فراموش نموده یک عضو مضر و نادرستی ببار می‏آید.
فطریات اولیة انسان سرمایه‏هایی هستند که خداوند تبارک و تعالی در نهاد هر کودکی به وجود آورده، اگر این فطریات با روش صحیح تقویت شده و در کودک از قوه به فعلیت آیند، تا پایان عمر ضامن خوشبختی او خواهند شد.
درک فطری «وفا به عهد» مانند بذری است که خداوند متعال در زمین دل کودک افشانده است، و روش صحیح پدر و مادر به منزلة آبیاری و پرورش این بذرها است. اگر کودک را به وعده های دروغ فریب ندهند و در مقابل تعهدات و وعده های خویش وفادار باشند، کودک نیز همواره در برابر عهد و پیمان خود وفادار بوده و به فکر پیمان شکنی نخواهد افتاد.
مغز کودک مانند فیلم عکاسی است که از اعمال و اقوال پدر و مادر و اطرافیان خود عکس برداری می‏کند، مشهودات و مسموعات کودک برنامة فردای او را تشکیل می‏دهند. «خلف وعده» طفل را متجرّی و پیمان شکن ببار می‏آورد و او را به سوی دروغ و فریبکاری می‏کشاند. به همین جهت در اسلام تأکید شده است که پدر و مادر به وعده هایی که به کودک می‏دهند باید وفادار باشند، و کسی که برخلاف عهد و پیمان خود رفتار می‏کند در ردیف دروغ گویان محسوب است.
حضرت باقر علیه السلام می‏فرماید: دروغ مایة ویرانی اساس ایمان است؛ و حضرت علی علیه السلام می‏فرماید: لذت ایمان را درک نمی‏کند مگر کسی که دروغ را ترک گوید، به طریق شوخی باشد یا جدی «لا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الایمانِِ حتّی یَتْرُکَ الْکِذْبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ»

مطالب مرتبط :

  1. گفتار یازدهم
  2. گفتار دوازدهم
  3. گفتار شانزدهم
  4. گفتار پانزدهم
  5. گفتار بیست و دوم
  6. گفتار دهم
  7. گفتار چهارم
  8. گفتار اول
  9. گفتار چهاردهم
  10. گفتار ششم
  11. گفتار نهم
  12. گفتار یازدهم

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه