گفتار هفدهم ۱۳۹۲/۰۷/۱۱

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: تعلیم و تربیت (ارشاد) - جلد اول

افرادی گمان کرده‌اند که آزادی انسان در آزادی غرایز و شهوات او است و تصور می‌کنند که اگر کسی به اصول اخلاقی و مقررات اجتماعی پشت پا زند و تنها پیرو خواهش‌های نفسانی خویش باشد به آزادی دست می‏یابد، غافل از این که اطاعت غرایز و تمایلات حیوانی نه تنها معیار آزادی نیست بلکه برعکس این خود مایه اسیری و بردگی است . کسی که تابع هوی نفس خویش باشد در واقع بندگی شهوات خود را می‌پذیرد و با این عمل به پست‌ترین بردگی‌ها تن در می‌دهد.
حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می‌فرماید: «مَغلُوبُ الشَّهوَهِ اَذَّلُ مِن مَملُوکِ الرِّقِ» :کسی که مغلوب ومقهور شهوات خود باشد خواری و ذلتش به مراتب بیش از برده زر خرید است.
در آئین اسلام مسئله اخلاق از جمله مسائل مهم دینی به حساب آمده و مورد کمال توجه است، قرآن شریف تزکیه نفس و تخلق به اخلاق حمیده را عامل رستگاری در راه وصول به سعادت معرفی کرده و فساد اخلاق را منشأ بدبختی و مایه زیان و ضرر شناخته است. «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَاوَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا».
خداوند متعال در سوره شمس بعد از چند سوگند خاطر نشان فرموده است که اگر کسی در تزکیه نفس بکوشد و ضمیر خود را از اندیشه های بد و اخلاق ناپسند منزه دارد رستگار و سعادتمند است، و کسی که از اندیشه های بد و اخلاق ناپسند صفحه خاطرات را نزداید و دل را به راه فساد و گمراهی سوق دهد بدبخت و زیانکار است.
حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می‌فرماید: «رَأسُ الایمَانِ حُسنُ الخُلقِ وَالتَّحلیّ بِالصِّدقِ» : سر آمد تمام وظایف برای افراد با ایمان اینست که خود را به صفات حمیده و اخلاق پسندیده و به زیور راست گویی بیارایند.
حضرت صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: خداوند به بنده خود در مقابل حسن خلق پاداش می‌دهد مانند اجر مجاهد راه حق که روز و شب در فعالیت و کوشش باشد.
ونیز می‌فرماید: اگر اعلام شد که از عمرت بیش از دو روز باقی نمانده است ، روز اول را برای اخلاق و ادبت اختصاص ده تا از آن برای روز مرگت کمک گیری.
شناخت صفات حمیده و ذمیمه و تمیز فضایل از رذایل شرط اساسی برای اصلاح اخلاق است.
پیشوایان اسلام برای این که پیروان خود را به راه تزکیه نفس سوق دهند آنان را به آموختن درس اخلاق موظف نموده و فرا گرفتن آن ‌را بر سایر علوم مقدم داشته‏اند. حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام می‌فرماید: علمی که بیش از سایر علوم بر تو لازم است علمی است که خیر و صلاح دلت را به تو ارائه کند.
پیامبران الهی برای تربیت مردم از طرف حضرت باری تعالی اساس مکارم اخلاق را در جهان بشریت پی‌ریزی کرده و بنای سجایای انسانی را بنیان نمودند و کرائم اخلاقی را به پیروان خود آموختند و در طول قرن‌های متمادی در تحکیم و گسترش این اساس مقدس کوشیدند و انسان‌های پرورش دادند و از مجاهدات خویش نتایج درخشانی بدست آوردند.
سرانجام حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از طرف خدا مبعوث شد و مأموریت یافت که مکارم اخلاق را به کمال نهائیش برساند و بنائی که رجال الهی پایه گذاری کرده بودند تتمیم کند و مسلمین را از عالی‌ترین صفات انسانی برخوردار سازد. آن حضرت می‌فرمود: من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را تتمیم و تکمیل کنم. در پرتو مکارم اخلاق انسان می‌تواند خود را از خودپرستی و خوی حیوانی برهاند و بر غرایز و تمایلات نفسانی غالب آید.
تربیت یافتگان مکتب اسلام نه تنها با مردم رفتار انسانی داشتند و روش‌های اخلاق را در باره آنان رعایت می‌کردند، بلکه در هر مواقعی که پیش می‌آمد بزرگواری و کرامت نفس خود را در باره حیوانات نیز اعمال می‌کردند و از عواطف انسانی خود آن‌ها را برخوردار می‌نمودند.
بدون تردید علم به خوبی و بدی و تشخیص فضیلت و رذیلت در اصلاح خود شخص و سایرین بسیار مؤثر است و قسمتی از اخلاق ناپسند و کارهای ناشایست مردم ناشی از جهل و نادانی بوده، ولی آن علم می‌تواند جامعه را اصلاح کند که افراد عالم بر طبق علم خویش قدم بردارند و دانستی‌های خود را عملاً بکار ببندند وگرنه از علم نتیجه اخلاقی عاید جامعه نمی‌گردد ، در این صورت عالم و جاهل یکسانند.
حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام می‌فرماید« فَإِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْمِهِ کَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِی لَا یَسْتَفِیقُ مِن‏ جَهلِهِ » : عالمی که بر خلاف علم خویش رفتار کند مانند حاهل سر‏گردانی است که صواب و خطا را نمی‌داند و از جهل و نادانی خویش به هوش نمی‌آید؛ ونیز می‌فرماید: چه بسا عالمی که کارهای خلاف علمش موجب هلاک او شده و دانائیش به وی نتیجه‏ای نرسانده است.
در اثر تقوی و پرتو تعالیم مربیان شایسته و پاک دل، افرادی به مقام کرامت نفس و بزرگواری طبع نایل می‌شوند و از مزایای معنوی و سجایای انسانی برخوردار می‌گردند. اینان در زندگی اجتماعی، تنها سعادت را برای خود نمی‌خواهند بلکه در سعادت دیگران نیز می‌کوشند و هرگز خود را در محدوده تمایلات فردی محصور نمی‌کنند، و می‏دانند که اگر کسی این حس را داشته باشد و بداند که صلاح کل مقدم بر صلاح جزء است به شرط عمل، مکارم والا از ایشان ظهور کند.
بین علم و عمل ملازمه وجود ندارد؛ دانستن خوبی و بدی مستلزم انجام عمل خوب و اجتناب از اعمال بد نیست. چه بسیارند افرادی که خوب و بد را می‏دانند و خیر و شر اعمال را بهتر می‌شناسند ولی اسیر غرایز و شهوات خود هستند، ایشان به هلاکت نزدیک‌ترند.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله فرمود: افراد تحصیل‌کرده و عالم دو قسم اند:
عالمی که بر طبق علم خود رفتار می‌کند، او به رستگاری و سعادت و نجات نائل آید. و عالمی که بر طبق علم خویش رفتار ننماید که این مایه هلاکت اوست:« اَلعُلَماءُ رَجُلانِ رَجُلٌ عالِمٌ آخَذَ بِعِلمِهِ فَهَذا تارِکٌ بِعِلمِهِ فَهَذا هالِکٌ».
در مکتب اسلام اهل فضیلت و اخلاق کسی است که ضمیر خود را از خواسته‏های ذلت آور خود پاک و منزه دارد. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید « مَن شَرُفَ نَفسُهُ نَزَّهَها عَن ذِلَّهِ المَطالِبِ».

مطالب مرتبط :

  1. گفتار هفدهم
  2. گفتار هجدهم
  3. گفتار نوزدهم
  4. گفتار بیستم
  5. گفتار دوازدهم
  6. گفتار بیست و سوم
  7. گفتار چهارم
  8. گفتار چهارم
  9. گفتار پنجم
  10. گفتار سیزدهم
  11. گفتار بیست و دوم
  12. گفتار بیستم

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه