گفتار نهم ۱۳۹۲/۰۷/۱۱

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: تعلیم و تربیت (ارشاد) – جلد دوم

کودکانی که در اثر محبت زیاد لوس بار آمده و گرفتار خوی پلید خودپسندی هستند، نمی‏توانند خویشتن را با قوانین اجتناب ناپذیر زندگی منطبق کنند و بر مشکلات فائق آیند، اکثر آنان تا پایان عمر به این بیماری دچارند و از عوارض آن رنج می‏برند.
همه می‏دانند که تغذیه کودک از روز اول ولادت شروع می‏شود. طفل یک انسان زنده است و بدیهی است که هر موجود زنده‏ای برای حفظ حیات مادی خود غذا لازم دارد، ولی بسیاری از پدران و مادران نمی‏دانند پرورش عادات خوب و بد که منشأ پیدایش صفات پسندیده و ناپسند است، و همچنین زیاده روی در محبت که باعث لوس بار آمدن کودک است، از چه زمانی شروع می‏شود.
کسانی تصور می‏کنند طفل یک پاره گوشت زنده است که تنها به غذا و خواب احتیاج دارد و حداقل باید یک سال از ولادت او بگذرد تا تدریجاً دستگاه درک او بیدار شود، در آن موقع است که باید پدر و مادر به تربیت او شروع کنند.
آنان گمان می‏کنند که تغذیة جسم کودک باید از روز اول ولادت شروع شود، ولی تغذیه جان او لااقل یک سال از روز ولادت او بگذرد، سپس پدر و مادر به تربیت روانی او مشغول شوند. چنین تصوری خطای محض و اشتباهی آشکار است. کودک در هفته‏های اول زندگی با سرمایه غرایز و استعدادهای انعکاسی خود صفاتی را فرا می‏گیرد که اگر آن صفات ناپسند باشند، مانع فراگرفتن صفات پسندیده خواهد شد.
عادات پسندیده و ناپسند در هفته‏های اول زندگی در روان کودک پی‏ریزی می‏شوند. صفاتی که طفل در ایام کودکی فراگرفته و به آنها عادت نموده است، در اعماق جان او نفوذ می‏کند و تغییر آن صفات بسیار مشکل است. همان طور که پدران و مادران دانا در غذای کودک مراقبت می‏کنند و با اندازه گیری صحیح و فواصل معینی طبق برنامة عملی به کودک غذا می‏دهند، باید از همان روز به تغذیة روانی او نیز توجه کنند و صفات حمیده را در روان او پرورش دهند.
بدون تردید کودک علاوه بر تمایل به غذا و هوا و سایر نیازمندی های طبیعی، تمایل فطری به مهر و محبت دارد و باید این خواهش طبیعی هم به نوبة خود با وضع صحیح در روان کودک ارضاء شود، و کودک طبق سنت خلقت و فطرت تربیت شده باشد.
وظیفة دقیق و سنگین پدر و مادر در حسن تربیت آن است که بدانند مهر و محبت را در چه مواردی باید بکار برند و در مورد لازم چه مقدار از آن را اعمال نمایند؛ زیرا از خود رضائی و لوس بار آمدن کودک، معلول یکی از این دو امر است: یا محبت بیجا کردن، و یا در مورد لازم زیاده روی در مهر ورزیدن است.
پدران و مادران موظفند خوبیها را به کودک بیاموزند و بر انجام آنها تشویقش نمایند، و همچنین بدی‏ها را نیز به او بفهمانند و از انجام آنها برحذرش دارند، نیل به این هدف با محبت بیجا و بی‏حساب میسر نیست. کودکی که از هر جهت خود را آزاد بداند و در مقابل هر کار نیک و بدی که انجام می‏دهد از پدر و مادر تنها محبت بیند، او نه تنها از بدی اجتناب نمی‏کند، بلکه منتظر است که بدی هایش نیز مورد تشویق واقع شود.
طفل باید همواره در محیط خانه میان امیدواری و ترس واقع شود، به مهر و محبت‏های پدر و مادر  امیدوار باشد و از تندی و تعرّض آنان بترسد. کودک باید این مطلب را بداند که در انجام کارهای بد آزاد نیست و از وی مؤاخذه می‏شود. خشونت و محبت،  اغماض و توبیخ، تشویق و بی‏اعتنائی، هرکدام در مورد خود لازم است و باید پدر و مادر هریک از این صفات را در مورد خود اعمال کنند؛ در چنین شرایطی کودک در خود احساس مسئوولیت کرده و لوس و از خودراضی ببار نمی‏آید.
کودکانی که بیش از اندازه محبت می‏بینند، از پدر و تمام مردم توقعات بیجا دارند. آنان منتظرند که در محیط خانه و اجتماع، رفتار و گفتارشان مورد تشویق واقع شوند و مردم از نیکی‏های نکرده و از کارهای ناپسندی که انجام داده تمجید کند. حضرت علی علیه السلام می‏فرماید: توقع تمجید بیجا داشتن، ابلهی و حماقت است.
خداوند متعال در قرآن مجید می‏فرماید: « آنان که به کارهای زشت خود مسرور و شادمانند و دوست دارند مردم آنها را با کارهای پسندیده‏ای که انجام نداده‏اند تمجید کنند، گمان مبر که از عذاب الهی رهائی دارند بلکه برای ایشان عذابی دردناک مقرر است»
حضرت علی علیه السلام می‏فرماید: خودپسند و از خودراضی به غضب الهی نزدیکتر است. اولیاء اسلام از هر عملی که کوچکترین اثر خودپسندی دیده می‏شد، جداً اجتناب می‏کردند و نسبت به کسانی که به این رفتار زشت دست می‏زدند، اظهار تنفر داشتند.
بدبختی های زندگی و محرومیت‏های اجتماعی اطفال خودپسند و از خودراضی وقتی به اوج خود می‏رسد که ایام کودکی را پشت سر گذاشته و عملاً وارد اجتماع گردند؛ ایشان با کارهای نادرست و اعمال نامطبوع، خودپسندی خویش را آشکار می‏کنند و در خلال معاشرت های اجتماعی، مراتب انحطاط اخلاقی و عدم لیاقت خود را ظاهر می‏سازند. حضرت علی علیه السلام می‏فرماید: کسی که به بیماری خودپسندی و از خودرضائی مبتلا است زشتی‏های عیوب در وی آشکار می‏گردند «مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ ظَهَرَتْ عَلَیْهِ الْمَعایِبُ».

مطالب مرتبط :

  1. گفتار یازدهم
  2. گفتار هشتم
  3. گفتار هفتم
  4. گفتار اول
  5. گفتار سیزدهم
  6. گفتار چهاردهم
  7. گفتار پانزدهم
  8. گفتار هجدهم
  9. گفتار یازدهم
  10. گفتار اول
  11. گفتار بیست و سوم
  12. گفتار هفدهم

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه