گفتار پنجم ۱۳۹۲/۰۷/۱۱

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: تعلیم و تربیت (ارشاد) – جلد دوم

دانشمندان روانشناس اگر بتوانند با منطق علمی و عقلی بر احساس بیمار غلبه کنند و بی‏اساس بودن فال بد را به او بفهمانند و روح وی را از این قید و بند واهی برهانند، بدون تردید بیمار درمان شده و اضطراب نفس جای خود را به آرامش ضمیر و اطمینان خاطر خواهد داد.
ولی چنین موفقیت درخشانی همه جا نصیب روانشناس نمی‏شود. زیرا کسانی هستند که به فال بد چنان گرفتار و پای بندند که این عقیده باطل در اعماق جانشان نفوذ کرده است، و هیچ روانشناس زبردستی قادر نیست با منطق عقل و استدلال در آنها تأثیر نماید و از نگرانی و رنجهای روحی، آزادشان گرداند.
مکتب دینی برای درمان نگرانی و سایر بیماری‏های روحی تنها متکی به علم نیست، بلکه در این راه از نیروی ایمان نیز استفاده می‏کند. اثر ایمان برای تسکین خاطر و درمان بیماری روحی به مراتب از منطق علم مهمتر و ثمربخش تر است.
موقعی که یک فرد با ایمان دچار نگرانی فال بد باشد و یا به سایر بیماری‏های روانی مبتلا گردد، پیشوایان روحانی اسلام برای درمان او از دو راه وارد می‏شوند؛ یکی منطق علمی است و دیگری منطق ایمان. دین اسلام اعتقاد به فال بد را منافی با اساس یکتاپرستی دانسته و آن را یکی از شاخه های شرک شناخته است. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‏فرماید: «اَلطِّیَرَةُ شِرکُ »فال بد، شرک به خداوند بزرگ است. یعنی کسی که در نظام عالم فال بد را منشأ اثر خیر و شر داند، در مقام توحید افعالی برای خدا شریکی قرار داده است. و نیز می‏فرماید: «مَنْ رَجَعْتَهُ الطِّیَرَهُ عَنْ حاجَتِهِ فَقَدْ اَشْرَکَ» کسی که به علت فال بد از راهی که می‏رود برگردد و از تصمیم عاقلانه‏ای که گرفته منصرف شود، با این عمل برای خدا شریکی قرار داده است.
حضرت علی (ع) می‏فرماید: «اَلطِّیَرَهُ لَیْسَتْ بِحَقٍّ» یعنی فال بد یک امر واقعی نیست. جائی که بیمار با منطق علمی قانع نشود، پیشوای اسلام برای درمان او از نیروی ایمان استفاده کرده به او می‏گوید: متوجه باش که تو با اعتقاد به فال بد خویشتن را از صف موحدین خارج می‏کنی. به هوش باش که اگر فال بد را که ساخته جهل بشر است در نظام خلقت مؤثر بدانی، برای خداوند متعال شریکی قرار داده‏ای.
پیشوای اسلام به او می‏گوید: اگر از فال بد می‏ترسی و از حوادث مجهول ناگواری که به خاطرت می‏گذرد، هراس داری به پناه خداوند برو، خود را بدو بسپار و از او استمداد کن. اوست حافظ و نگهدار واقعی. اوست که می‏تواند هر حادثه و بلائی را بگرداند و آدمی را در حمایت خود از هر خطر حفظ نماید.
حضرت رضا علیه السلام ضمن مناجات با خدای خویش چنین عرض می‏کند: پروردگارا از خاطرة بدی که در ضمیر خود احساس می‏کنم به تو ملتجی هستم مرا از خطر آن محفوظ بدار.
برای افراد با ایمان توجه به خدا و استمداد از نیروی لایزال الهی، یگانه وسیله‏ای است برای نجات از بیماریهای روانی. جائی که منطق علم از علاج بیماری روحی عاجز آید، منطق ایمان آن را درمان کند و روح خودباخته را مطمئن و آرام سازد.«أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
چنان که ذکر شد بزرگان می‏گویند: کسی که گرفتار بیماری روحی است، برای نجات خویش از این بیماری برای خود پرونده‏ای تشکیل دهد و خود را در محکمة عقل محاکمه نماید.
اولیاء بزرگ اسلام نیز رسیدگی به حساب نفس، احصاء نقایص و عیوب و نوشتن آنها، همچنین بررسی آرزوهای دل و شناختن اندیشه های نیک و بد را برای درمان بیماری اخلاقی و روحی به پیروان خود دستور داده‏اند.
حضرت علی علیه السلام می‏فرماید: انسان عاقل باید خویشتن را در امور دینی خود،‌ در نظرها و آراء خود، در خلقیات و ملکات خود، در آداب و طرز معاشرت خود، با شمارش صحیح احصاء کند و برای برطرف نمودن قبایح فعالیت نماید حضرت علی‏(ع) فرمود: کسی که به حساب نفس خود رسیدگی کند، به عیوب و نقائص خویش آگاه شود و از گناهان خود مطلع گردد، در این موقع است که می‏تواند خود را درمان کند و گناهان را ترک گوید و عیوب خویش را اصلاح نماید. و نیز فرموده: کسی که به حساب نفس خود رسیدگی کند سود می‏برد و آن که در این کار غفلت نماید زیان بیند. نتیجة محاسبه نفس پی‏بردن به ریشه‏های بیماری است و این خود بسیاری از عقده‏های روحی را می‏گشاید و از نگرانی مبهمی که هر لحظه تهدید می‏نماید، می‏رهاند ولی درمان صحیح  و چاره کامل آن، آن است که راه درمان و اصلاح را بشناسد و عملاً اقدام کند. خداوند متعال در قرآن مجید به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین دستور داده است: « ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ »  یعنی سیئه و بدی را با نیکی و عمل پسندیده برطرف نما. اگر مردم این برنامه سعادت بخش را همه جا بکار بندند و هر زشتی و بدی را به نیکی برطرف کنند، مثلاً اگر ستم را با عدل، غضب را با حلم، نقص را با کمال، و هر ناپسندی را با عمل پسندیده‏ای برطرف نمایند، جامعه به کمال لایق انسانی نائل خواهد آمد.

مطالب مرتبط :

  1. گفتار پنجم
  2. گفتار سوم
  3. گفتار چهارم
  4. گفتار بیستم
  5. گفتار شانزدهم
  6. گفتار پانزدهم
  7. گفتار دهم
  8. گفتار دوم
  9. گفتار اول
  10. گفتار نهم
  11. گفتار دهم
  12. گفتار ششم

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه