تشریح دستورات الهی ۱۳۸۷/۰۳/۰۵

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: کعبه جانان - جلد اول

دین مقدس اسلام ضمن آموزش کیفیت مبارزه با فساد، وظایف مردان و زنان را معین می‌کند و با نظر به روح مسائل ابتدا به عنوان مقدّمه می‌فرماید: «یٰا‌اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاٰتَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَبُیُوتِکُمْ حَتّٰی تَسْتَأنِسُوا…»: ای اهل ‌ایمان شما حق ندارید بدون آگاه ساختن و استعلام به منزل دیگری وارد شوید، مگر ‌اینکه اجازه دهند و اگر کسی در خانه نباشد، وارد نشوید واگر در خانه باشند و اجازه ندهند وارد نشوید، و اگر گفتند برگردید، بازگردید که این برای شما پاکیزه‌تر است.

بنا به رسم آن زمان، درب خانه‌های اعراب باز بود و هر کسی بدون کسب اجازه داخل منزل دیگری شده، حتی این اجازه گرفتن را برای خود اهانت می‌دانست؛ اسلام این رسم را منسوخ کرد. البته برخی بیوت نیز در ردیف خانه‌های مسکونی است مانند باغهای محصور و خانه‌های متعلق به افراد ولو کسی در آنجا ساکن نباشد.

حکم فوق را دو معناست: یکی حفظ ناموس و دیگری حفظ سرّ خصوصی افراد که ممکن است بر آگاهی دیگران از آن مایل نباشند «ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ…». بنابراین حکم استیذان مخصوص خانه‌هایی نیست که زن در آنجاست، بعد می‌فرماید: «وَ اِنْ قیلَ لَکُمْ اِرْجِعُوا فَارْجِعُوا… » و اگر به شما گفته شود برگردید، بازگردید، نباید کسی رنجیده خاطر شود. این حکم، عام و مطلق است و «هُوَ اَزْکیٰ لَکُمْ» مراعات آن برای شما پاکیزه‌تر است. رعایت احکام قرآن سبب رهایی از قید تکلّفات و ناراحتی‌های زیادی است، این دروغگویی‌ها وناراحتی‌ها عمدتاً معلول بی‌اعتنایی به احکام الهی است.

درآیه بعد استثنا قائل شده می‌فرماید: «لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ اَنْ تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ مَسْکُونَـﺔٍ فیهٰا مَتٰاعٌ لَکُمْ وَ اللهُ یَعْلَمُ مٰا تُبْدُونَ وَ مٰا تَکْتُمُونَ» : بر شما گناهی نیست که به خانه‌های غیرمسکونی داخل شوید، یعنی اماکنی که محل رفت و آمد عموم است مانند مغازه‌ها، پاساژها و یا گرمابه‌های عمومی به شرطی که نفعی یا کاری مشروع داشته باشید «فیهٰا مَتٰاعٌ لَکُمْ» واِلّانباید وسایل مزاحمت دیگران را فراهم سازید، لذا در آخر آیه می‌فرماید: خداوند تبارک وتعالی می‌داند آنچه را که پنهان و یا آشکار می‌کنید، یعنی به قصد و نیت شما آگاه است که به چه منظوری وارد آن مکان می‌شوید.

بعد از مقدّمات مذکور خداوند متعال می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ اَبْصٰارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ…»: بگو به مردان مؤمن که دیده‌های خود را فرو پوشند و عورتهای خویش را حفظ کنند. به زنان مؤمن بگو چشمهای خود را فرو خوابانند و دامنهای خود را حفظ نمایند… در ‌اینجا مراد تنها اجتناب از چشم‌چرانی مردان و زنان نسبت به یکدیگر نیست، بلکه زن و مرد باید دیدگان خود را از نگاههای آلوده و ناپاک برحذر دارند.

در این آیه شریفه، سه معنی عظیم مشاهده می‌شود: تأدیب، تنبیه، تهدید.

امّا ادب، فرمانبرداری مولیٰ است واِلّا بی‌ادبی است. بی‌ادب را در مجلس الهی راه ندهند زیرا لایق محفل الهی نیست.

امّا تنبیه یا بیدار کردن «ذٰلِکَ اَزْکیٰ لَهُمْ» پاک‌کننده‌تر است برای آنها. نگاه عمدی به نامحرم، کبیره است و اگر چشم خود را حفظ نکند، بسا که عادت به نظربازی و دلبستگی به محرّمات پیدا کند. با تعلق قلبی به محرّمات و منهیات، وسوسه‌ها در خاطر آغاز می‌شود، و لکن با حفظ چشم از این بلاها آسوده می‌گردد.

امّا تهدید، می‌فرماید: «اِنَّ اللهَ خَبیرٌ بِمٰا یَصْنَعُونَ» : خدای تعالی به آنچه می‌کنید آگاه است. این تذکر کافی است که مردم از گناه اجتناب نمایند. حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرماید: «نظر کردن به محاسن زن، تیری است زهرآلود از تیرهای شیطان. هر کس آن را ترک نماید، خدای تعالی لذت عبادت را به او می‌چشاند» ولی کسی که چشم‌چرانی برای او به درجه اعتیاد رسیده، محال است که لذت عبادت و مناجات را درک نماید.

اصل معنای چشم، عین است نه بصر، در این آیه شریفه «مِنْ اَبْصٰارِهِمْ» آمده نه «مِنْ عُیُونِهِمْ» زیرا فرق است میان عین و بصر، چنان که در فارسی فرق است میان چشم و دیده. کلمه چشم وقتی بکار رود که مقصود خود چشم است قطع نظر از کیفیت دید آن. لذا درهنگام توصیف تناسب و زیبایی چشم، استعمال کلمه دیده و موقع توصیف کیفیت دید آن، کاربرد کلمه چشم مناسب و صحیح نیست، گر چه گاهی اشتباهاً میان این دو فرقی ننهند. این تفاوت در زبان عربی بیشتر مورد توجه است تا زبان فارسی. عین خود چشم است لکن بصر، نگاه و کار چشم، چه نگاه ظاهری باشد یا باطنی. از ‌اینرو با حفظ مراتب فصاحت وبلاغت «یَغُضُّوا مِنْ اَبْصٰارِهِمْ» می‌فرماید نه «یَغُضُّوا مِنْ عُیُونِهِمْ»، چه در ‌اینجا مقصود کیفیت نگاه است نه خصوصیات چشم.

کلمة « یَغُضُّوا» از مادّة «غَضّ» به معنای کاهش دادن است. اگر چه هر دو لغت غضّ وغمض در مورد چشم استعمال می‌شود، لکن غمض به معنای برهم نهادن پلکها همراه عین می‌آید و غمض عین یعنی از کاری صرفنظر نمودن. امّا غض با بصر یا نظر می‌آید، و غضّ بصر یا نظر یعنی کاهش دادن نگاه. بنابراین منظور از «یَغُضُّوا مِنْ اَبْصٰارِهِمْ» یعنی نگاهتان را کاهش دهید، خیره نشده و تماشا نکنید.

در آیات دیگر نیز همین معنی غض ملاحظه می‌شود. در سوره لقمان از زبان آن بزرگوار به فرزندش می‌فرماید «وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ» صوت خود را کاهش ده، یعنی فریاد نزن. مخصوصاً این دقیقه به طالبین و سالکین توصیه شده که در پیش استاد رعایت کنند. چنان که در آیه دیگری می‌فرماید: «اِنَّ الَّذینَ یَغُضُّونَ اَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولُ اللهِ اُولٰئِکَ الَّذینَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْویٰ» : کسانی که صدای خود را در حضور رسول خدا کاهش می‌دهند، آنان کسانی هستند که خداوند متعال دلهایشان را به تقوی آزموده است. مانند آنکه وقتی خطاب می‌رسد: «ای زنان پیغمبر شما مانند زنان دیگر نیستید» زنان پاکدامن نیز باید از این آیه درس بگیرند، بخصوص آنان که در دودمان و خاندان جلیله‌ای هستند و یا بانوان محترمه‌ای که از تعالیم عالیه برخوردار شده و مورد تصدیق استاد الهی‌اند، مانند زنان دیگرنبوده و وظایفشان ماورای سایرین است.

این که قرآن در آیات مذکور می‌فرماید «یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ» یا «یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» عورتهای خود را بپوشانند خواه زن باشند یا مرد، نشان می‌دهد که احکام دین آسمانی میان زن و مرد فرقی ننهاده، هر دو باید پاکدامن باشند و از هر منکر و زشتی بپرهیزند. «وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلیٰ جُیُوبِهِنَّ»: با روسری‌های خود، گردن و سینه خویش را بپوشانند. در ‌ایّام جهالت، ستر عورت معمول نبود، زنان پیراهنهایی می‌پوشیدند که سینه و گریبانشان نمایان بود، اسلام دستور داد که باید این مواضع را نیز بپوشانند.

نیز می‌فرماید: «وَ لاٰیُبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا…»: زینتهای خود را آشکار نسازند مگر آنچه پیداست… کلمه زینت اعم است از زیور در فارسی. زیور به زینت‌هایی اطلاق شود که از بدن جداست و زینت، همه زیورها و آرایشهای خارج از بدن و متصل به آن است. در ‌اینجا مراد زینت‌هایی است که زن نباید آنها را ظاهر سازد مگر در مواردی که استثنا شده آنهم به عده مخصوصی مانند پدران، شوهران، و… و مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند و کودکانی که قدرت برخورداری از زن را ندارند. البته نمایش دادن زینت را هم مراتبی است؛ بعد می‌فرماید که پاهای خود را به زمین نکوبند… یعنی مشی و رفتارشان طوری باشد که جلب توجه دیگران را ننمایند.

در پایان که می‌فرماید: «تُوبُوا اِلَی ‌اللهِ جَمیعاً ‌اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» :‌ای گروه مؤمنین به سوی خدا باز گردید باشد که رستگار شوید، هشدار است که در انجام فرامین الهی کوتاهی نکنند.

مطالب مرتبط :

  1. چشم چرانی ، محرک غیرالهی
  2. مفهوم حجاب در قرآن
  3. بهره مندی از نعم و مبارزه با صوفیگری
  4. طواف، تجلی محبت به خدا
  5. خمس ظاهری و خمس باطنی
  6. ایرادات مخالفین حجاب
  7. اراده واحد
  8. ارمغان حجاج واقعی
  9. فرق احدوواحد

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه