ضرورت شفاعت ۱۳۹۰/۰۲/۰۳

بیان شده توسط استاد علی الله وردیخانی

کتاب: مبدا و معاد

ضرورت شفاعت

میان دو چیزی که به هیچ وجه شباهت و سنخیّت وجود ندارد، اگر یکی بخواهد در دیگری تأثیر کند و دیگری هم متأثّر شود، میان آنها واسطه‌ای لازم است؛ و این واسطه باید دارای دو جنبه باشد: از یک جنبه ممائل با عالی و از جنبة دیگر مشابه با سافل، تا اثر را از مؤثر گرفته و در متأثر باقی گذارد. چه اگر شبیه مؤثر نشود، اثر نتوانند گرفت و نیز اگر سنخیتی با متأثر نداشته باشد، تأثیر نتواند گذارد. بنابراین اگر چنین واسطه‌ای نباشد، افاضة فیض از عالی به دانی و از مفیض به مستفیض عادتاً محال و غیرممکن است.

به عنوان مثال، میان گوشت و استخوان سنخیتی وجود ندارد، و اگر عضلات و رگها بخواهند خون و غذای لازم و مورد نیاز استخوان را که کلسیم است، از گوشت بگیرند و به استخوان رساندن، به حکم سنّت آفرینش الهی، محال است و این امور جز در موارد معجزه و خرق عادت امکان‌پذیر نیست. بدین جهت خداوند متعال میان گوشت و استخوان بدن، غضروف آفرید که نه به صلابت و استحکام استخوان است و نه به نرمی و سستی گوشت، و این غضروف غذای لازم را از گوشت به استخوان رسانده و آن دو را بهم اتصال می‌دهد.

حکم برزخ و واسطه میان اشیاء متضاد در مقام فعل و انفعال در همه جا جریان دارد تا چه رسد به خدا و خلق که تباین و تضادش به مراتب از آنها بالاتر و آشکارتر است. خداوند متعال به هیچ وجه با بشر و خلق، سنخیتی ندارد چنان که بین وجود و عدم، نور و ظلمت، حیات و موت، علم و جهل، سنخیتی نیست. برای ورود به بارگاه حکیم علی الاطلاق، از آنجا که فرد عاصی در نهایت درجة حقارت و کوچکی است، به حکم قانون مذکور وسیله و واسطه برایش لازمتر واصحّ است.

تردیدی نیست که خداوند تبارک و تعالی بلاواسطه قادر به افاضة فیوضات خویش است، لیکن چنان که ذکر شد، این برخلاف سنت اوست. پس اگر مردم بخواهند به او توسّل کنند وحوایج خویش و همه گونه سعادتی را از او طلب نمایند، یگانه وسیله برای اخذ فیوضات، سلسلة جلیلة حضرات اوصیاء‌اند، باید با اخلاص کامل به آنان توسل کنند تا به نتایج مطلوب نایل آیند.

خداوند متعال در قرآن مجید فرموده: زمانی که مردم به نفس خود ظلم کنند و پیش تو آیند و آمرزش طلبند و پیغمبر خدا (ص) برای ایشان طلب مغفرت کند، خداوند تعالی توبة ایشان را قبول و حوایجشان را اجابت فرماید، و نیز می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا بپرهیزید و وسیله‌ای به سوی او بجویید، یعنی با وسیله پیش خدا روید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابتَغُوا اِلَیهِ الوَسیلَه».

البته شفاعت در اصل مخصوص ذات اقدس الهی است، ولی خداوند تبارک و تعالی برای نشان دادن مقام حضرات انبیاء و اوصیاء و اولیاء و شهداء و اخیار و مؤمنین، آنان را در پیشگاه خود شفیع قرار می‌دهد. در آن مقام که شفیع از خود فانی و به حق باقی است، ظاهراً تمام فعل و انفعالات و حرکات از اوست، ولی در معنا متصرّف حقیقی و محرک اصلی آن حرکات معنوی، خداوند تبارک و تعالی است.

اختلاف کرده‌اند در این که آیا شفاعت برای مؤمنین مستحق بر ثواب است یا بر اهل کبائر که مستحق عقابند؟ طایفة معتزله قائلند بر اوّلی و گفته‌اند شفاعت موجب تقویت و ازدیاد منافع استحقاقی اخروی است نه برای اسقاط عذاب، اما طایفة عامّه و شیعه قائلند بر این که شفات موجب اسقاط و دفع مضارّ است از مؤمنین عاصی.

طایفة معتزله که نفی شفاعت می‌کنند در حق اصحاب کبائر، دلیل ایشان یکی این آیه است: «وَاتَّقُوا یَوماً لا تَجزی نَفسٌ عَن نَفسٍ شَیءً وَ لا یُقبَلُ مِنها شَفاعَهٌ وَ لا یُؤخَذُ مِنها عَدلٌ وَ لا هُم یُنصَرُونَ».

قطع نظر از جواب دیگران، به این استدلال ما چنین جواب می‌دهیم که مراد از یوماً در این آیة شریفه، روز قیامت نیست بلکه روز موت است. دلیل دیگر ایشان بر نفی شفاعت در حق اصحاب کبائر، آیات نافیة مطلقیّة شفاعت است مثل آیه: «لا یَشفَعُونَ اِلاّ لِمَنِ ارتَضی» و مثل آیه: «فَما تَنفَعُهُم شَفاعَهُ الشّافِعینَ» که احدی از بزرگان، شفاعت بر کسی نمی‌کنند مگر این که خدا از او راضی شود.

جواب این که مُسلِم صاحب کبیره به جهت ایمان بر توحید و حقایق، داخل است در «لِمَنِ ارتَضی» پس، از شفاعت محروم نخواهد ماند، و آیه: «فَما تَنفَعُهُم شَفاعَهُ الشّافِعین» در حق کفاراست و ما هم معتقدیم بر آن. پس چون عدم نفع شفاعت در حق کفار ثابت شد، واجب است که حال مسلمین به خلاف حال ایشان باشد.

اهل بهشت می‌پرسند از اهل دوزخ که شما در دنیا چه کردید تا این گونه به عذاب الهی گرفتار شدید؟ جواب می‌دهند: «وَ کُنّا نُکَذِّبُ بِیَومِ الدّینِ». از این آیة شریفه که تکذیب روز قیامت است، معلوم می‌شود که ایشان کفّارند و روز قیامت را انکار می‌کردند، این است که می‌فرماید: «فَما تَنفَعُهُم شَفاعَهُ الشّافِعین».

دلیل دیگر بر ثبوت شفاعت در حق اهل کبائر این آیة شریفه است: «وَاستَغفِر لِذَنبِکَ وَ لِلمُؤمِنینَ وَالمُؤمِناتِ». این آیه خطاب است به حضرت رسول اکرم (ص) که: ای رسول من استغفار کن بر هر مؤمن و مؤمنه، چون حق تعالی امر کند به دعا، لابدّ است که دعای او را قبول کند وگرنه لازم آید که خدا پیغمبر خود را امر کند به دعا و ردّش نماید، و این موجب تحقیر آن حضرت بوده و سزاوار شأن حق تعالی نیست. پس ثابت می‌شود که دعای آن حضرت در حق عصاه، مستجاب خواهد شد.

خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: «وَلَو اَنَّهُم اِذ ظَلَمُوا اَنفُسَهُم جاؤُوکَ فَاستَغفَرُوا اللهَ وَاستشغفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُو اللهَ تَوّاباً رَحیماً». این آیة شریفه دلالت می‌کند بر این که هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله استغفار کند بر عصاه مؤمنین، حق تعالی ایشان را خواهد بخشید و معلوم می‌شود از این آیة شریفه که خداوند متعال در دنیا دعای آن حضرت را قبول فرموده، پس در آخرت هم قبول خواهد فرمود، زیرا که در آیة شریفه قائل به فرق نیست.

علاوه بر این، اخبار کشیره از خاصّه و عامّه وارد شده که شفاعت آن حضرت و اولاد طاهرین او و علمای ربانی، مختص بر عصاه مسلمین است و آیة: «مَن ذَالَّذی یَشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِه» دلالت می‌کند بر این که کسی شفاعت نمی‌کند در روز قیامت مگر به اذن و امر پروردگار متعال، و این آیه هم در خصوص مشرکین است که خیال می‌کردند اصنام برایشان شفاعت خواهند کرد.

به اجماع امّت، کفار خارجند از شفاعت، پس باقی می‌ماند عصاه مسلمین که شفاعت بر ایشان خواهد شد و از آیات کثیره و اخبار معلوم می‌گردد که شفاعت بر عصاه مسلمین از محتومات است.

بنابراین از چیزهایی که باعث نجات مؤمنین است، شفاعت شافع روز قیامت و ائمّة طاهرین علیهم السلام می‌باشد که چون عرصة قیامت برپا شود، آن حضرت خود و آل طاهرین اودامن شفاعت برزنند و کمر عذرخواهی نامه سیاهان بر میان بندند و عفو گناهان مؤمنین را از درگاه الهی مسألت نمایند؛ چنان که خداوند مهربان بر آن برگزیدة جهانیان وعده داده شفاعت او را قبول خواهد فرمود: «وَ لَسَوفَ یُعطیکَ رَبُّکَ فَتَرضی».

بشارت‌هایی که وارد شده معلوم می‌شود که شخص مؤمن در دوزخ مخلّد نخواهد بود و از آیات و اخبار بسیار معلوم می‌شود که خداوند متعال آتش دوزخ را از برای کفّار خلق کرده و با آن مؤمنین را می‌ترساند و تخویف می‌کند، چنان که می‌فرماید: «یُخَوِّفُ اللهُ بِهِ عِبادَهُ».

از آنچه ذکر شد معلوم می‌شود که رجاء و امیدواری به عفو و رحمت الهی بعد از طاعت و عبادت است و بدون آن، امیدواری به رحمت الهی غرور و حماقت است، و آیات و اخبار بسیار در این باب وارد شده، چنان که خدای تعالی فرماید: «اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللهِ اُولئکَ یَرجُونَ رَحمَهَ اللهِ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحیمٌ»: راستی آنان که ایمان آوردند و آنان که در راه خدا مهاجرت و جهاد کردند، امیدوار به رحمت خدا می‌شوند و خداوند آمرزندة مهربان است.

آری، حضرت خاتم الانبیاء (ص) راضی نخواهد شد که یک نفر هم از امت او داخل دوزخ شود، لیکن این هم وقتی است که توبة انسان خالص بوده به نحوی که اعمالش قابلیت و استعداد عفو را داشته باشد، مثل برزگری که تخم سالمی در زمین مستعدی بکارد و در موقعش آبیاری کند و علف‌هایی که مانع نمود و رشد کردن آن تخم است پاک کند، بعد از آن امیدوار به برکت و رحمت الهی گردد و الا به سبب غفلت زارع، تخم ضایع شده و ثمر نخواهد داد.

ایمان به منزلة تخم و قلب به منزلة زمین است و طاعات، آب آن زراعت می‌باشد و تطهیر نفس از معاصی به منزلة تنقیة آن زرع است و محض امیدواری و منتظر رحمت خدایی بودن، بدون عمل سودی نخواهد داد و از اینجا معلوم می‌شود معنی توبة خالص که خداوند متعال می‌فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا اِلَی اللهِ تَوبَهً نَصُوحاً».

مطالب مرتبط :

  1. شفاعت
  2. مظهر اعلای شفاعت
  3. صالحان ، وارثان زمین
  4. ضرورت معاد
  5. ضرورت توجه به اموات
  6. ضرورت عصمت امام
  7. ضرورت محاسبه نفس
  8. ضرورت صدق
  9. ضرورت انتصاب الهی
  10. ضرورت امامت
  11. ضرورت بعثت
  12. ضرورت صدور نص

شما می توانید دیدگاهی بفرستید, یا از داخل سایت خود بازتاب کنید.

فرستادن دیدگاه

بستن popup دیدگاه

فرستادن دیدگاه